تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
و تدريجا در قلب تو به يقين به خداوند بر آورندهء حاجات مبدل گردد و بدانى كه بر آورندهء حقيقى احتياجات كيست . فايدهء طمع و حرص در آن است كه در آن جايگاه برگ و نوا كه دلت رفته است ، در حيرت فرو روى كه خداوند از اين جايگاه چه خواهد رويانيد . تو روزى خود را در دوزندگى مىطلبى ، روزى تو را در زرگرى نهاده است كه از گمان تو بدور بود . پس آن طمع به دوزندگى از روى حكمت خداوندى بود كه در گذشته ثبت شده است ، چنان كه گفتم : تا حيرتى سازنده تو را در خود غوطه ور بسازد . خلاصه ، من اين راه را خواهم رفت ، -
( ( 4202 ) ) يا وصال يار زين سعيم رسد يا ز راهى خارج از سعى جسد
من نمىگويم مرادم از اين راه حاصل خواهد گشت ، ولى در اين راه آن قدر خواهم طپيد تا در مراد برويم گشوده شود ، چنان كه -
( ( 4204 ) ) سر بريده مرغ هر سو مىفتد تا كدامين سو رهد جان از جسد