تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
( ( 4177 ) ) يار را چندان بجويم جدّ و چُست كه بدانم كه نمىبايست جست ( ( 4178 ) ) آن معيت كى رود در گوش من تا نگردم گرد دوران ز من ( ( 4179 ) ) كى كنم من ار معيت فهم راز جز كه از بعد سفرهاى دراز

خدا كند كه انسان جويندهء خدا پس از سياحت و جستجوى صفحات بيرون از خود ، بار ديگر بتواند به درون خود بر گردد و پس از ارزيابى درون و برون ، طعم معيت ( بودن با خدا ) را بچشد .

حسين بن علي عليه السلام در نيايش عرفه با خدايش چنين راز و نياز مىكند : « الهى ترددى فى الاثار يوجب بعد المزار فاجمعنى بخدمه توصلنى اليك » . ( 1 ) ( خداوندا ، سير و گردش در آثار خلقت ، ديدار تو را بر من دور مىسازد ، توفيقت را شامل حالم فرما تا با انجام وظيفه به سوى تو رهسپار شوم ) . جهان هستى خود را آمادهء شناسايى ما نشان مىدهد ، وسيلهء شناسايى ما همين حواس درونى و برونى و آلات ساخته شده ايست كه آنها را براى كمك به حواس به دست آورده‌ايم ، آيا اين حواس و وسايل و آلات مىتوانند با امانت كامل واقعيتها را براى ما قابل درك بسازند ؟ البته نه ، زيرا عوامل فراوانى ايجاب مىكند كه موضوعات و روابط جهان هستى را همواره در موقعيتهاى مخصوصى كه از درون و برون رنگ آميزى مىشود ، مورد درك قرار بدهيم . از طرف ديگر تاريكى و خشونت جهان ماديات و اختلاف نمودها و حكومت مطلقهء كميتها و كيفيتها و گسترش آنها در رود خانهء دايم الجريان تحولات و كون

هامش
( 1 ) دعاى عرفه ، حسين عليه السلام توضيح : - بعضى از جملات اين قطعه در كتاب نيايش حسن عليه السلام تأليف اين جانب آمده است . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 452 | محمد تقي جعفري