( ( 4189 ) ) در طمع خود فايدهء ديگر نهد
وان مرادت از كسى ديگر دهد
( ( 4190 ) ) اى طمع بربسته بر يك جاى سخت
كايدم ميوه از اين عالى درخت
( ( 4191 ) ) آن طمع زينجا نخواهد شد وفا
بل ز جاى ديگر آيد آن عطا
( ( 4192 ) ) آن طمع را پس چرا در تو نهاد
چون نبودش نيّت اكرام و داد ؟
( ( 4193 ) ) از براى حكمتى و صنعتى
نيز تا باشد دلت در حيرتى
( ( 4194 ) ) تا دلت حيران بود اى مستفيد
كاين مرادم از كجا خواهد رسيد
( ( 4195 ) ) تا بدانى عجز خويش و جهل خويش
تا شود ايقان تو در قلب بيش
( ( 4196 ) ) هم دلت حيران شود در منتجع
كه چه روياند مصرِّف زين طمع
( ( 4197 ) ) طمع دارى روزيى در درزيى
تا ز خياطى برى نان تازئى
( ( 4198 ) ) رزق تو در زرگرى آيد پديد
كه زو همت بود آن مكسب بعيد
( ( 4199 ) ) پس طمع در درزيى بهر چه بود
چون تو را از جاى ديگر درگشود ؟
( ( 4200 ) ) بهر نادر حكمتى در علم حق
كه نوشت آن حكم را در ما سبق
( ( 4201 ) ) نيز تا حيران بود انديشه ات
تا كه حيرانى بود كل پيشه ات
( ( 4202 ) ) يا وصال يار زين سعيم رسد
يا ز راهى خارج از سعى جسد
( ( 4203 ) ) من نگويم زين طريق آيد مراد
مىطپم تا از كجا خواهد گشاد
( ( 4204 ) ) سر بريده مرغ هر سو مىفتد
تا كدامين سو رهد جان از جسد
( ( 4205 ) ) تا مراد من بر آيد زين خروج
يا ز برجى ديگر از ذات البروج
آيه
« وَمَنْ يَتَّقِ الله يَجْعَلْ لَه مَخْرَجاً وَيَرْزُقْه مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ 65 : 2 - 3 » ( 1 ) ( و كسى كه به خدا تقوا بورزد ، خداوند براى او راه نجاتى قرار مىدهد و از آنجا كه به گمانش نمىرود روزى نصيبش مىكند ) . « وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ 57 : 4 » ( 2 ) ( او با شما است هر كجا كه باشيد . )
هامش
( 1 ) سوره الطلاق ، آيهء 3 . .
( 2 ) سوره الحديد ، آيهء 4 . .