تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
( ( 4189 ) ) در طمع خود فايدهء ديگر نهد وان مرادت از كسى ديگر دهد ( ( 4190 ) ) اى طمع بربسته بر يك جاى سخت كايدم ميوه از اين عالى درخت ( ( 4191 ) ) آن طمع زينجا نخواهد شد وفا بل ز جاى ديگر آيد آن عطا ( ( 4192 ) ) آن طمع را پس چرا در تو نهاد چون نبودش نيّت اكرام و داد ؟ ( ( 4193 ) ) از براى حكمتى و صنعتى نيز تا باشد دلت در حيرتى ( ( 4194 ) ) تا دلت حيران بود اى مستفيد كاين مرادم از كجا خواهد رسيد ( ( 4195 ) ) تا بدانى عجز خويش و جهل خويش تا شود ايقان تو در قلب بيش ( ( 4196 ) ) هم دلت حيران شود در منتجع كه چه روياند مصرِّف زين طمع ( ( 4197 ) ) طمع دارى روزيى در درزيى تا ز خياطى برى نان تازئى ( ( 4198 ) ) رزق تو در زرگرى آيد پديد كه زو همت بود آن مكسب بعيد ( ( 4199 ) ) پس طمع در درزيى بهر چه بود چون تو را از جاى ديگر درگشود ؟ ( ( 4200 ) ) بهر نادر حكمتى در علم حق كه نوشت آن حكم را در ما سبق ( ( 4201 ) ) نيز تا حيران بود انديشه ات تا كه حيرانى بود كل پيشه ات ( ( 4202 ) ) يا وصال يار زين سعيم رسد يا ز راهى خارج از سعى جسد ( ( 4203 ) ) من نگويم زين طريق آيد مراد مىطپم تا از كجا خواهد گشاد ( ( 4204 ) ) سر بريده مرغ هر سو مىفتد تا كدامين سو رهد جان از جسد ( ( 4205 ) ) تا مراد من بر آيد زين خروج يا ز برجى ديگر از ذات البروج

آيه

« وَمَنْ يَتَّقِ الله يَجْعَلْ لَه مَخْرَجاً وَيَرْزُقْه مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ 65 : 2 - 3 » ( 1 ) ( و كسى كه به خدا تقوا بورزد ، خداوند براى او راه نجاتى قرار مىدهد و از آنجا كه به گمانش نمىرود روزى نصيبش مىكند ) . « وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ 57 : 4 » ( 2 ) ( او با شما است هر كجا كه باشيد . )

هامش
( 1 ) سوره الطلاق ، آيهء 3 . .
( 2 ) سوره الحديد ، آيهء 4 . .