تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
حضورى به ذات ) و توجه به من هم بديهىتر و عالىتر و ريشه دارتر است ، زيرا براى درك من مقدماتى لازم است كه از آن جمله نفى اجزاء و پديده هاى درونى و برونى و بر نهادن موضوعى است كه غالبا مخلوط به غير من است ، در صورتى كه توجه به خدا در هر موقعيت روانى كه براى انسان فرض شود ، كاملًا مشخص و پاك از پديده ها و ساخته هاى درونى امكان پذير است . لذا چنان كه خداوند به وجود آورندهء من است همچنان به جهت نفوذ نور او در من و ما قبل و ما بعد من پيش از من قابل توجه است . نحن اقرب اليه من حبل الوريد . أ فى الله شك

تفسير ابيات

وقتى كه پادشاه گنج نامهء پر آشوب را به خود فقير تسليم نمود ، فقير از دشمنان و نيش خصومتشان خاطر جمع شد و دنبال تقلا در سوداى گنجى كه در سر داشت رهسپار گشت . او براى خود يارى جز عشق درد انديش پيدا نكرد و چنان كه سگ خود بايد زخم خويش را بليسد و ياور ديگرى جز خود ندارد . عشقى كه من مىشناسم هيچ چيز در دنيا نمىتواند از عهدهء پيچش آن بر آيد ، زيرا در اين سراى سپنجى ديارى نمىتواند با آن پديدهء بىنظير محرم بوده باشد . ديوانه تر از عاشق در ميان مردم كسى وجود ندارد ، اين عقل هم كه در باره اش شب و روز رجز خوانىها مىشود ، از ديدن جمال عشق نابينا و از شنيدن ترانه هاى روح افزايش كر است . زيرا جنون عشق به معناى ديوانگى كه از اختلال حواس درونى حاصل مىشود ، نبوده ، طبابتها و معاينات پزشكى راهى به اين جنون ندارد . اگر خود طبيب روزى به مقام والاى عشق برسد ، كتاب طبش را با خون دلش شستشو مىدهد نيز همان طبى را كه عقول آدميان براى معالجه عشق پيش مىكشند خود مدهوش و مبهوت عشق است . شگفت آور اين كه جمال زيبا رويان كه انگيزهء نخستين عشق است ، رو پوش جمال عالى خود عشق مىگردد كه از مظاهر زيبايى فراتر رفته است ، زيرا زيبايى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 40 | محمد تقي جعفري