نكته را هم متذكر مىشويم كه حتى كسانى كه مىگويند : ما موجود كاملى به عنوان خدا را در درون خود دريابيم ( اگر چنين افرادى حتى پس از آگاه ساختن آنان به مقدارى از معلومات واقعى و لو به طور محدود پيدا شوند ) .
باز نمىتوانند از دريافت اجمالى آن سر باز زنند ، زيرا بدون ترديد موضوع اين قضيه كه » ما موجود كاملى به عنوان خدا را در درون خود نمىيابيم « لفظ موجود كامل نيست ، بلكه مفهوم و معناى آن است ، و هيچ كس بدون توجه به دريافت موضوع قضيه نمىتواند آن را در جهان برونى يا در جهان درونى نفى كند ، زيرا نفى از جهان درونى هم مانند نفى از جهان برونى ، قضيه ايست كه بدون دريافت موضوعش و لو به طور اجمال امكان ناپذير است . ممكن است كسى بگويد : كه من آن موضوع را كه اثبات كنندگان يا نفى كنندگانش و يا آنان كه در وجود واقعىاش ترديد دارند ، در درون خود در نمىيابم . در اين صورت نيز اين شخص بايد بداند كه موضوع مورد اثبات يا نفى يا ترديد را كه مىخواهد در ذهن خود منفى يا در آن ترديد كند ، اگر مورد توجهش قرار نگيرد ، و نداند كه آن سه گروه چه مىگويند ، نمىتواند از درون خود نفى نمايد ، زيرا او نمىداند كه اثبات يا نفى يا ترديد آنان روى چه موضوعى صورت مىگيرد ، لذا اين اشخاص نمىتوانند با اين نفى و انكار خود را بلا تكليف تلقى كنند .
10 - سيستم . برهان وجوبى غير از سيستم قياسى ارسطو است
همه مىدانيم كه در سيستم قياسى ارسطو دو مقدمه به عنوان صغرى و كبرى ضرورى است و هر يك از اين دو مقدمه قضيهاى را بيان مىكند : يكى به نام صغرى ديگرى به نام كبرى .
مانند :
سقراط انسان است . هر انسانى فانى است . پس سقراط فانى است .
موضوع مقدمهء اول شخص معينى به نام سقراط است و محمول آن انسان . موضوع مقدمهء دوم انسان است محمول آن فانى . فناى سقراط نتيجه ايست