تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
نوع دوم - جريانات تسلسلى هر يك از نيروها و فعاليتهاى روانى انسانى است كه مغزهاى نيرومند به خوبى در خود احساس مىكنند . به عنوان نمونه اگر ما در جريان تدريجى پست و عالى و عالىتر در تعقل به خوبى بيانديشيم ، خواهيم ديد كه انواع يا مراتب تعقل حد و نهايتى ندارد . تعقل يك كودك در بارهء اين قضيه كه مادرش خشمگين است و ممكن است او را ناراحت كند ، پس بايد برود و خود را در پشت در مخفى كند ، تعقل است و تعقل يك رياضى دان عالى مقام در عالىترين مسائل رياضى و حل و فصل آنها تعقلى ديگر . باز در اين جريان بايستى از اختلافات نام گذارى و عينك بازىها بپرهيزيم و خود را در اين مناقشه كه اين دو تعقل و تعقلهاى متوسط بىشمار در ميان آن دو ، انواعى مستقل هستند يا مراتب مختلفى از تعقل ، كلافه نكنيم ، زيرا ملاك حاكميت و سلطهء تعقل بالا را به تعقل پائينتر مشاهده مىكنيم ، ديگر چه جاى اين است كه دعواى تمام نشدنى انواع و مراتب را به راه بياندازيم و خود را معطل بحث و مناقشه‌اى كنيم كه در اين مورد نتيجه‌اى بما نخواهد داد . ( 1 )

تفسير ابيات

پادشاهى بزم خوشى داشت و فقيهى از آنجا مىگذشت . پادشاه دستور داد برويد و آن فقيه را به اين مجلس بياوريد و پيالهء شراب لعل گون به دستش بدهيد و مستش كنيد . رفتند و او را بىاختيار و كشان كشان به مجلس آوردند ، فقيه با جبر ماموران وارد بزم شراب شد و رو ترش نشست . شراب را به او عرضه كردند ، او شراب را نپذيرفت و از شاه و ساقى رو گردان شد -
هامش
( 1 ) البته ما منكر آن نيستيم كه روشن شدن اين مسئله كه آيا هر يك از تعقلهاى مختلف نوعى مستقل است يا مرتبه‌اى از مراتب آن ، مطالب بسيار با اهميتى است ، ولى در اين مبحث كه تعقلى حاكم بر تعقل ديگر است ، احساسى حاكم بر احساس ديگر است ، نزاع مزبور دخالتى ندارد . .