در بيان حديث منهومان لا يشبعان : طالب العلم و طالب الدنيا
( ( 3883 ) ) كان رسول حق بگفت اندر بيان
اين كه منهومان هما لا يشبعان
( ( 3884 ) ) طالب الدنيا و توفيراتها
طالب العلم و تدبيراتها
( ( 3885 ) ) پس در اين قسمت چو بگمارى نظر
غير دنيا باشد اين علم اى پدر
( ( 3886 ) ) غير دنيا پس چه باشد ؟ آخرت
كت كَند زاين جا و گردد رهبرت
غير دنيا آخرت باشد يقين
كان برد زاينجات آن جا اى امين
روايت
« منهومان لا يشبعان : طالب العلم و طالب الدنيا . » ( 1 ) ( دو گرسنه حريصاند كه سير نمىشوند : جويندهء علم و جويندهء دنيا . )
تفسير ابيات
آن رسول خدا در بيانش فرمود : دو گرسنهء حريصاند كه هرگز سير نمىشوند : جويندهء دنيا و مزاياى آن و جويندهء دانش و تدبيرهاى دانش . اگر در اين تقسيم به دقت بنگرى ، خواهى ديد : علم غير از دنيا و در مقابل آن منظور شده است .
هر چيزى كه دنيوى نباشد ، مربوط به سراى آخرت است كه ترا از اين جهان جدا مىكند و به سوى آخرت رهنمون مىگردد .
بحث شاه زادگان با همديگر در آن قصه و مقالهء برادر بزرگتر
( ( 3887 ) ) رو به هم كردند هر سه مفتتن
هر سه را يك درد و يك رنج و حزن
( ( 3888 ) ) هر سه در يك فكر و يك سودا نديم
هر سه از يك رنج و يك علت سقيم
( ( 3889 ) ) در خموشى هر سه را خطرت يكى
در سخن هم هر سه را حجت يكى
( ( 3890 ) ) يك زمانى اشك ريزان هر سه شان
بر سر خوان مصيبت خون فشان
( ( 3891 ) ) يك زمان از آتش دل هر سه كس
برزده با سوز چون مجمر نفس
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 4 ص 504 . .