( و البته ذكر خداوندى بزرگتر است ) . « أَلا بِذِكْرِ الله تَطْمَئِنُّ اَلْقُلُوبُ 13 : 28 . » ( 1 ) ( آگاه باشيد كه تنها با ذكر خداوندى دلها آرامش مىيابد ) . مقدم داشتن قرار گرفتن در سايهء رهبر را به ذكر حق صحيح نيست ، زيرا اين مقدم داشتن شبيه به تقديم غايت و هدف بر مقدمه است . به توضيح اين كه هيچ رهبرى اگر چه در عالىترين مراحل كمالات ربانى بوده باشد ، مبدل به موجود برين يعنى خدا نخواهد گشت . اين خود جلال الدين است كه در جدىترين حالات روانىاش بما توضيح داده است كه -
من غلام آن كه او در هر رباط
خويش را و اصل نداند بر سماط
نيز اين جلال الدين است كه در بارهء رهبران مىگويد : « رنگ آتش دارد الا آهن است » بنا بر اين ارزش يك رهبر واقعى همان است كه آيينهاى براى نشان دادن نمونهاى از اوصاف جماليه و جلاليهء الهى است و بس . اين عنوان مخصوص به موجوديت خود آن رهبر است ، اگر راهرو خيال كند و بخواهد كه كمال و رشد خود را با آن نمونهء تحقق يافته و مجسم شده متحد بسازد ، در جاى خود ميخكوب مىشود و نمىتواند خود را به مقام نمونهاى از اوصاف جماليه و جلاليهء الهى نائل بسازد ، زيرا گسترش فيوضات جمالى و جلالى خداوندى براى هر كسى سرمايهء نمونه شدن را عنايت فرموده است .
آن حوزهء جاذبيت ربوبى كه همهء مخلوقات را مىتواند متحد بسازد به تنگى دايرهء يك رهبر نيست ، بلكه به وسعت فيوضات بىنهايت الهى است . لذا مىتوان گفت : چنان كه در همين مبحث و مباحث گذشته هم متذكر شدهايم :
رهبران الهى به جهت صيقلى بودن و شفافيت روحشان عالىترين و مستقيمترين محرك پيشگاه الهى هستند و بس ، چنان كه در رابطهء امير المؤمنين عليه السلام با پيامبر اكرم و ياران محترم امامان معصوم با امامان مشاهده مىشود .
هامش
( 1 ) سوره الرعد ، آيهء 28 . .