( ( 3712 ) ) صورت از بىصورت آمد در وجود
همچنان كز آتشى زاده است دود
( ( 3713 ) ) كمترين غيبى مصور در خيال
چون پياپى بينيش آرد ملال
( ( 3714 ) ) حيرت محض آردت بىصورتى
زاده صد گون آلت از بىآلتى
. . .
( ( 3716 ) ) آن چنان كاندر دل از هجر و وصال
مىشود بافيده گوناگون خيال
بىصورتى منشأ همهء صورتها
جلال الدين در ابيات مورد تحليل دو موضوع مهم را مطرح كرده است :
موضوع يكم - مباحثى چند در مجلدات گذشته در باره رابطهء حادث با قديم ، ممكن با واجب ، كثرت با وحدت ، متغيرات با ثابت ، متغيرها و ثابتها با ما فوق متغير و ثابت از ديدگاه هاى گوناگون مطرح شده است . در اين مورد با نظر به مثالهايى كه جلال الدين آورده است ، مىتوانيم به نكتهء مهمى متوجه شويم . ما اولًا مثالهايى را كه جلال الدين آورده است ، مطرح مىكنم و سپس به ذكر آن نكتهء مهم مىپردازيم :
1 - شه زادگان با تحرك به يك حقيقت بىصورت ، در عرصه صورتها و نقش و نگارها به اين سو و آن سو مىرفتند .
2 - جامهاى گوناگون و رنگارنگ بادهء بىصورت را در بر دارد يا هدف از به دست آوردن جامهاى پر نقش و نگار بادهء بىرنگ و بىصورت است .
3 - هدف خدا از نهى آدم عليه السلام از خوردن گندمهاى متكثر و صورت دار ، چشانيدن طعم احساس وظيفه و انجام اختيارى آن بود كه ما فوق رنگ و صورت است . دودهاى پيچا پيچ و رنگارنگ از آتش بىصورت بر مىخيزد .