تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
( ( 3712 ) ) صورت از بىصورت آمد در وجود همچنان كز آتشى زاده است دود ( ( 3713 ) ) كمترين غيبى مصور در خيال چون پياپى بينيش آرد ملال ( ( 3714 ) ) حيرت محض آردت بىصورتى زاده صد گون آلت از بىآلتى . . . ( ( 3716 ) ) آن چنان كاندر دل از هجر و وصال مىشود بافيده گوناگون خيال

بىصورتى منشأ همهء صورتها

جلال الدين در ابيات مورد تحليل دو موضوع مهم را مطرح كرده است : موضوع يكم - مباحثى چند در مجلدات گذشته در باره رابطهء حادث با قديم ، ممكن با واجب ، كثرت با وحدت ، متغيرات با ثابت ، متغيرها و ثابتها با ما فوق متغير و ثابت از ديدگاه هاى گوناگون مطرح شده است . در اين مورد با نظر به مثالهايى كه جلال الدين آورده است ، مىتوانيم به نكتهء مهمى متوجه شويم . ما اولًا مثالهايى را كه جلال الدين آورده است ، مطرح مىكنم و سپس به ذكر آن نكتهء مهم مىپردازيم : 1 - شه زادگان با تحرك به يك حقيقت بىصورت ، در عرصه صورتها و نقش و نگارها به اين سو و آن سو مىرفتند . 2 - جامهاى گوناگون و رنگارنگ بادهء بىصورت را در بر دارد يا هدف از به دست آوردن جامهاى پر نقش و نگار بادهء بىرنگ و بىصورت است . 3 - هدف خدا از نهى آدم عليه السلام از خوردن گندمهاى متكثر و صورت دار ، چشانيدن طعم احساس وظيفه و انجام اختيارى آن بود كه ما فوق رنگ و صورت است . دودهاى پيچا پيچ و رنگارنگ از آتش بىصورت بر مىخيزد .