تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
شدند و در چاه بابل سرنگون گشتند . ديگر نتوانستند . لوح محفوظ را ببينند رو به سحر و ساحرى و مسحورى آوردند . مگر هاروت و ماروت عوض شده بودند ؟ نه .
سر همان و پر همان هيكل همان موسيى بر عرش فرعونى مهان
همواره دنبال خوهاى نيكو بگير و با خوش خويان همنشين باش و در خو پذيرى روغن و گل را بنگر . حتى خاك تيره از شرافت مرده شرف مىيابد كه مردم مىروند و روى و كف دلشان را روى آن گور مىنهند . همچنين خاك بهمسايگى جسم پاك خوش اقبال و مشرف مىگردد . -
( ( 3010 ) ) پس تو هم الجار ثم الدار گو گر دلى دارى برو دلدار جو ( ( 3011 ) ) خاك تو هم سيرت جان مىشود سرمهء جان عزيزان مىشود
اى بسا مرده‌اى كه در قبر مانند خاك افتاده ، ولى از صد زنده در نفع و بشارت خوشى و عظمت بهتر و شايسته تر است -
( ( 3013 ) ) سايه بوده او و خاكش سايه مند صد هزاران زنده در سايهء وىاند
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 242 | محمد تقي جعفري