( ( 2962 ) ) عقل گويد چشم را نيكو نگر
دانه هرگز كى رود بىدانه بر
( ( 2963 ) ) زين سبب آمد سوى اصحاب كلب
هست صورتها حبوب و مور قلب
( ( 2964 ) ) زان شود عيسى سوى پاكان چرخ
بد قفصها مختلف يك جنس فرخ
( ( 2965 ) ) اين قفص پيدا و آن فرخش نهان
بىقفص كش كى قفص باشد روان
( ( 2966 ) ) اى خنك چشمى كه عقلستش امير
عاقبت بين باشد و جبر و قرير
( ( 2967 ) ) فرق زشت و نغز از عقل آوريد
نه ز چشمى كه سيه گفت و سپيد
( ( 2968 ) ) چشم غرّه شد به خضراى دمن
عقل گويد بر محك ماش زن
( ( 2969 ) ) آفت مرغ است چشم كام بين
مخلص مرغ است چشم دام بين
( ( 2970 ) ) دام ديگر بد كه عقلش در نيافت
وحى غايب بين بدين سوز آن شتافت
( ( 2971 ) ) جنس و ناجنس از خرد تانى شناخت
سوى صورتها نشايد زود تاخت
( ( 2972 ) ) نيست جنسيت به صورت لى و لك
عيسى آمد در بشر جنس ملك
( ( 2973 ) ) بركشيدش فوق اين نيلى حصار
مرغ گردونى چو چغزش زاغوار
روايت
« عن محمد بن ابى طلحه عن الصادق عليه السلام عن آبائه عن النبى صلى الله عليه و آله قال للناس : اياكم و خضراء الدمن قيل يا رسول الله و ما خضراء الدمن ؟ قال المراه الحسناء فى منبت السوء » ( 1 ) ( از محمد بن ابى طلحه روايت شده كه حضرت امام صادق از پدرانش از پيامبر اكرم : چنين روايت كرده است كه پيامبر به مردم فرمود : بپرهيزيد از سبزىهاى روى مواد گنديده . از آن حضرت پرسيدند معنايش چيست ؟ فرمود : زن زيبا در روييدنگاه زشت و بد ) .
تفسير ابيات
اين سخن هم پايانى ندارد ، برويم به داستان موش كه در لب جو منتظر ماست . آن سرشتهء عشق رشتهء عشق را به اميد وصال قورباغه مىكشد و دم بدم
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ، شيخ حر عاملى ، ج 5 ص 19 ، به نقل از معانى اخبار و مقنعه مفيد . .