آيه
« قالَ اِهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي اَلأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتاعٌ إِلى حِينٍ 7 : 24 » ( 1 ) ( خداوند به آدم و حوا و شيطان فرمود : از اين بهشت فرود آييد ، بعضى از شما دشمن بعض ديگر خواهد بود و براى شما در روى زمين تا مدتى قرارگاه و متاعى است . )
روايت
« ان الله تعالى خلق خلقه فى ظلمة فألقى عليهم من نوره . » ( 2 ) ( خداوند متعال مخلوقات را در تاريكى آفريد و از نور خود به آنها انداخت )
تفسير ابيات
گاو آبى گوهر درخشان را از دريا بيرون مىآورد و در چراگاه مىگذارد و در پيرامون شعاع نور آن گوهر مشغول چريدن از سنبل و سوسن مىشود . بدان جهت پشكل گاو آبى ماده عنبرى است كه غذايش نرگس و نيلوفر است .
آرى هر كس كه غذاى او نور جلال است ، لبش همواره سحر حلال خواهد زاييد :
هر كس كه مانند زنبور عسل وحى به او عطا شده است ، چرا خانهء او پر از عسل نباشد . گاو آبى در روشنايى آن گوهر مشغول چريدن مىشود و ناگهان از آن گوهر دور تر مىرود . بازرگانى مىآيد و گل بر روى همان در مىگذارد تا چراگاه و سبزه زار تاريك شود ، آنگاه به سرعت بالاى درخت مىرود و گاو در جستجوى آن تاجر در چراگاه به اين سو و آن سو مىتازد كه شايد دشمن را با شاخش بزند . هنگامى كه از پيدا كردن خصم مأيوس مىگردد ، بار ديگر به سراغ همان محل مىآيد كه گوهر را در آنجا گذاشته بود . وقتى كه به آن محل مىآيد ، گلى روى گوهر مىبيند و مانند شيطان كه از گل آدم فرار كرد ، مىگريزد ، زيرا آن شيطان از حقيقت آدم كور و كر بود . گاو چه مىداند كه گوهرى
هامش
( 1 ) سوره الاعراف ، آيهء 24 . .
( 2 ) جامع الصغير ، سيوطى ، ج 1 ص 96 . .