بود و با همان لطف ربانيت به كمال اعلايش برسان . نيكو كارى آنگاه به كمال خود مىرسد كه در حد اعلايش تكميل گردد .
خداوندا ، نور ما را در روز رستاخيز به كمال و تمامش برسان و ما را از رسوايىهاى آن روز پيروز رها فرما . اى نزديكتر از من به من ، كسى كه در شبهاى تار يك زندگى با تو يار بوده است ، مهجورش مساز و جانى كه در اين دنيا نزديكىها با تو احساس كرده است ، از خود دور مفرما . بار الها ، هجران و جدايى از تو مرگى است پر از درد و عذاب ، مخصوصاً آن دورى كه بعد از يك بار وصال پيش آيد .
خداوندا ، كسى كه در اين زندگانى دنيوى لحظهاى به شرف و افتخار ديدارت نايل شده است ، آن ديدار و لقايش را ناديده مگير واى خداوند حكيم و مهربان به مقصدش برسان .
كردگارا ، كسى را كه يك بار روى تو را ديده است از ديدار رويت دور و مهجور مفرما . ديدار جز تو هر كه باشد گرهى است بر گلو ، زيرا كه همه چيز جز تو باطل و زايل شدنى است .
غير تو اى منبع فيض كائنات ، باطل و عاطلهايى هستند كه نمايش كمال و رشد مىدهند و مرا به سوى خود مىكشند ، آرى آن باطلها هستند كه من باطل را در جاذبيت خود گرفتار مىكنند ، زيرا -
( ( 2900 ) ) ذره ذره كاندرين ارض و سماست
جنس خود را همچو كاه و كهرباست
معده نان را در خود مستقر مىنمايد و حرارت جگر آب را به خود مىكشد . چشمها دايماً از اين كوىها زيبا رويان را به خود جذب مىكنند و مغز آدمى از گلستان بوهاى عطر آگين مىجويد . چشم حس رنگ كيش است و مغز و بينى بوى خوش مىجويد .
اى خداوند راز دان با جاذبهء ربوبى خود از اين كششها كه پايان كارشان جدايى است ، ما را به سوى خود جذب فرما و در مأمن الهىات مستقرمان فرما .
اى خريدار جانهاى انسانها ، تو بر همهء جاذبيتها پيروز و قاهرى ، شايستهء