تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
( ( 2770 ) ) اى عجب چه فن زند ادراكشان پيش جزر و مدّ بحر بىنشان ( ( 2771 ) ) زان بيابان اين عمارتها رسيد ملك و شاهى و وزارتها رسيد ( ( 2772 ) ) زان بيابان عدم مستان شوق مىرسد اندر شهادت جوق جوق ( ( 2773 ) ) كاروان در كاروان زين باديه مىرسد در هر مسا و غاديه ( ( 2774 ) ) آيد و گيرد وثاق ما گرو كه رسيدم نوبت ما شد تو رو ( ( 2775 ) ) چون پسر چشم خرد را بر گشاد زود بابا رخت بر گردون نهاد ( ( 2776 ) ) جادهء شاه است اين زين سو روان وان از آن سو صادران و واردان ( ( 2777 ) ) نيك بنگر ما نشسته مىرويم مىنبينى قاصد جاى نويم ( ( 2778 ) ) بهر مالى مىنگيرى راس مال بلكه از بهر غرضها در مآل ( ( 2779 ) ) پس مسافر آن بود اى ره پرست كه مسير و روش در مستقبل است ( ( 2780 ) ) همچنان كز پردهء دل بىكلال دم بدم درمىرسد خيل خيال ( ( 2781 ) ) گر نه تصويرات از يك مغرسند چون پياپى جانب دل مىرسند ؟ ( ( 2782 ) ) جوق جوق اسپاه تصويرات ما سوى چشمهء دل شتابان از ظما ( ( 2783 ) ) جرّه ها پر مىكنند و مىروند دايماً پيدا و پنهان مىشوند ( ( 2784 ) ) فكرها از اختران چرخ دان داير اندر چرخ ديگر آسمان ( ( 2785 ) ) سعد ديدى شكر كن ايثار كن نحس ديدى صدقه و استغفار كن ( ( 2786 ) ) ما كئيم اين را بيا اى شاه من طالعم مقبل كن و چرخى بزن ( ( 2787 ) ) روح را تابان كن از انوار ماه زان كه زآسيب ذنب جان شد سياه ( ( 2788 ) ) از خيال و وهم و ظن بازش رهان از چَه و جور رسن بازش رهان ( ( 2789 ) ) تا ز دلدارى خوب تو دلى پر برآرد برپرد زآب و گلى اى عزيز مصر جانم دستگير عذر اين زندانى خود درپذير ( ( 2790 ) ) اى عزيز مصر و در پيمان دست يوسف مظلوم در زندان توست ( ( 2791 ) ) در خلاص او يكى خوابى ببين زود كان الله يحب المحسنين ( ( 2792 ) ) هفت گاو لاغر پر از گزند هفت گاو فربهش را مىخورند
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 201 | محمد تقي جعفري