( ( 2443 ) ) وان بيابان سر به سر در ذيل كوه
بر خلايق گشته موسى با شكوه
( ( 2444 ) ) چو عصا و خرقهء او خرقه شان
جمله سوى طور خوش دامن كشان
( ( 2445 ) ) جمله كفها در دعا افراخته
نعرهء ارنى به هم درساخته
( ( 2446 ) ) باز آن غشيان چو از من رفت زود
صورت هر يك دگر گونهام نمود
( ( 2447 ) ) انبياء بودند ايشان اهل ود
اتحاد انبيايم فهم شد
( ( 2448 ) ) باز املاكى همىديدم شگرف
صورت ايشان بد از اجرام برف
( ( 2449 ) ) حلقهء ديگر ملايك مستعين
صورت ايشان به جمله آتشين
( ( 2450 ) ) زين نمط مىگفت احوال آن جهود
بس جهودى كاخرش محمود بود
( ( 2451 ) ) هيچ كافر را به خوارى منگريد
كه مسلمان مردنش باشد اميد
( ( 2452 ) ) چه خبر دارى ز ختم عمر او
تا بگردانى از او يكباره رو
( ( 2453 ) ) بعد از آن ترسا درآمد در كلام
كه مسيحم رو نمود اندر منام
( ( 2454 ) ) پس شدم با او به چارم آسمان
مركز و مثواى خورشيد جهان
( ( 2455 ) ) خود عجبهاى قلاع آسمان
نسبتش نبود به آيات جهان
( ( 2456 ) ) هر كسى دانند اى فجر البنين
كه فزون باشد فن چرخ از زمين
آيه
« وَإِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ اَلدَّاعِ إِذا دَعانِ 2 : 186 » ( 1 ) ( وقتى كه بندگان من ، در بارهء من از تو سؤال كنند به آنان بگو : من به آنان نزديكم ، دعاى دعا كننده را اجابت مىكنم اگر مرا بخواند ) . « وَلَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَكَلَّمَه رَبُّه قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي وَلكِنِ اُنْظُرْ إِلَى اَلْجَبَلِ فَإِنِ اِسْتَقَرَّ مَكانَه فَسَوْفَ تَرانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّه لِلْجَبَلِ جَعَلَه دَكًّا وَخَرَّ مُوسى صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ اَلْمُؤْمِنِينَ 7 : 143 » ( 2 )
هامش
( 1 ) سوره البقره ، آيهء 186 . .
( 2 ) سوره الاعراف ، آيهء 143 . .