قبا ] آيا انسان عاقل چنين ستمى را بر خود روا مىدارد ؟ جاى خنده نيست .
اگر مىدانستى كه من چه كارى براى تو انجام مىدهم ، به جاى خنده ، خون گريه مىكردى .
بس است اى ترك مست ، خنده را رها كن ، زيرا عمرت سپرى مىشود ورو به سقوط مىروى .
وقتى كه خياط قبا را دوخت و بر زمين گذاشت ، ترك بدبخت اسبى را كه گرو گذاشته بود باخت و از دست داد ، زيرا قطعات زيادى از پارچهء قبا را در موقع خود باختگى ترك با قهقهه ها دزديده بود .
اكنون مخلص اين داستان را در بارهء تو تطبيق مىكنم :
مثل تو اى انسان بىخبر از خود ، مثل همان ترك ساده لوح وجهان غدار و حيله گر به منزلهء آن خياط دزد است .
اطلسى كه بايد قبايى از آن دوخته شود ، عمر گران بهاى تست كه در راه خنده هاى جاهلانه ات پاره پاره كرده وخرج نمودى . آن افسانه وافسونهاى مضحك هم شهوات وهوا وهوسهاى تست ، روزان وشبان مقراض قباى عمر تو مىباشد و خنده هاى پى در پى غفلت مرگزاى تو ، واسبى را كه به رهن گذاشتهاى ايمان تست . شيطان هم در كمين نشسته و هر لحظه به رهزنى خود مشغول است . آه آه .
اطلس عمرت به مقراض شهور
برد پاره پاره خياط غرور
و تو همواره در آرزوى آن بسر مىبرى كه ستارهء آسمانى با سعد خود تو را بخنداند و در لذت فرو برد از تربيع ( 1 ) وكينه ووبال ستارگان به وحشت مىافتى و
هامش
( 1 ) تربيع اول ماه ( قمرى ) در شب هفتم هر ماه صورت مىگيرد و نصف نيم كرهء روشن ماه را اهل زمين رؤيت مىكنند . تربيع دوم ماه در شب بيست و يكم صورت مىگيرد . . فرهنگ فارسى ، دكتر محمد معين ، ج 1 ص 1063 و در پاورقى مثنوى آقاى موسى نثرى ، تربيع آن است كه ميان دو ستارهء سيار ، 90 درجه يا سه برج فاصله باشد كه ربع دايرهء فلكى است . .