تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢

بيان حديث ان الله يلقن الحكمة على لسان الواعظين به قدر همم المستمعين

( ( 1656 ) ) جذب سمع است ار كسى را خوش لبيست گرمى ووجد معلم از صبيست ( ( 1657 ) ) چنگئى كاو در نوازد بيست وچار چون نيابد گوش گردد چنگ دار ( ( 1658 ) ) نى حراره يادش آيد نى غزل نى ده انگشتش بجنبد در عمل ( ( 1659 ) ) گر نبودى گوشهاى غيب گير وحى ناوردى ز گردون يك بشير ( ( 1660 ) ) ور نبودى ديده هاى صنع بين نى فلك گشتى نه خنديدى زمين ( ( 1661 ) ) آن دم لولاك اين باشد كه كار از براى چشم تيز است ونظار ( ( 1662 ) ) عامه را از عشق همخوابه وطبق كى بود پرواى صنع وعشق حق ( ( 1663 ) ) آب تتماجى نريزى در تغار تا سگى چندى نباشد طعمه خوار ( ( 1664 ) ) رو سگ كهف خداونديش باش تا رهاند زين تغارت اصطفاش

روايت

« عن النبى صلى الله عليه وآله ان الله يلقن الحكمه على لسان الواعظين به قدر همم المستمعين » ( 1 ) ( خداوند به قدر همت شنوندگان حكمت را بر زبان اندرز گويان تلقين مىكند ) . « لولاك لما خلقت الافلاك . » ( 2 ) ( اگر تو نبودى افلاك را نمىآفريدم . )

تفسير ابيات

اگر كسى را ديدى كه با لب شيرين شروع به گفت گو كرده است ، يقين بدان كه جاذبهء سمعى وجود دارد ، چنان كه حرارت ووجد آموزگار مستند به جاذبهء دانش آموز
هامش
( 1 ) شرح انقروى ، ج 6 ص 399 . .
( 2 ) حديث قدسى است كه در گذشته در سند ودلالتش بحث مشروحى شده است . .