تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
كرد ، زيرا -
شير اين جا پيش آهو سر نهد باز اين جا نزد تيهو پر زند اندر اين جا آفتاب انورى خدمت ذره كند چون چاكرى
اگر باور نمىكنى ، چرا پيامبر از بىنوايان طلب دعا مىكرد . اگر تو مىگويى : براى تعليم به مسلمانان بود ، اشتباه مىكنى ، زيرا بنا بگفتهء تو پيامبر مىبايست با آن خواهش غير واقعى بىنوايان را در جهل غوطه ور سازد بلكه پيامبر مىدانست كه خداوند گنجهاى بىشمارى را در ويرانه ها نهاده است . بد گمانىهايى كه به بىنوايان مىرود ، ناشى از محقر بودن وويران بودن ظاهر بىنوايان است كه نعل واژگون روى حقيقت آن بىنوايان زده است ، و الا هر جزئى از اجزاء آنان جاسوسى از جاسوسان و گنجى است كه در نهاد آنان مخفى است ، يا هر يك از اجزاء آنان جاسوس الهى است . آرى حقيقتها در حقيقتها غرق گشته‌اند ، به همين جهت است كه فرق اسلامى به هفتاد ، بلكه به صد فرقه منشعب شده است . اى صوفى ، تو هر مطلبى كه دارى ، بگو ، من به تو حقايقى را خواهم گفت ، به شرط اين كه گوش جان را باز كنى و آن چه را كه مىگويم دريابى . اين حقيقت را بدان : براى تو هر زخمى كه از آسمان برسد ، منتظر خلعتى باش كه در دنبال آن زخم نصيبت خواهد گشت . موقعى كه پشت گردن را مىبينى صفاى آن را هم ببين ، زيرا جريان هستى چنين است كه گرد ران با گردن درآميخته و به جريان مىافتند . خداى ما آن خدا نيست كه اگر سيلى به روى تو بنوازد ، تاج وتختى از روى كرامت به تو عنايت نكند . در مقابل عظمت خداوندى همهء دنيا به ارزش پر پشهء ناچيز ، وپاداش يك سيلى عنايت بىكران او است ، گردنت را از طوق زرين جهان هستى ماهرانه كنار بكش و در معرض سيلى خداوندى قرار بده . سيلى خداوندى همان بلاها است كه بر پيامبران مىگمارد وسرهاى آنان را به عالم عليين بلند مىكند . اما تو هم براى نيل به كرامت الهى از خانهء خود قدم بيرون مگذار ،