تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
مبادا كه كرامت الهى بيايد و تو را در خانه ى خود نيابد ، و الا خلعتى را كه به تو فرستاده است ، برنمىگرداند . صوفى در پاسخ قاضى مىگويد : چه مىشد كه اين دنيا هيچ گونه ناملايمات وشور وغوغايى به وجود نمىآورد وهمواره ابروى رحمت بر جهانيان باز مىداشت ؟ چه مىشد كه -
هر دمى شورى نياوردى به پيش برنياوردى ز تلوينهاش نيش ؟ شب ندزديدى چراغ روز را دى نبودى باغ عيش اندوز را ؟
جام تندرستى آدميان را سنگ تب نمىشكست ومشقتها ايمنىها را تهديد نمىكرد . از جود ورافت الهى چه چيزى كم مىشد ، اگر نعمتهايش خالى از فشار وزحمت بود » تا بدين ترتيب -
حال بودى خوب و خوش بر جملگان تيره كم بودى روان انس وجان جاودان بودى حضور ذوق خوش دايماً در جان بدى هم شوق خوش