تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
ارتباط كيفيتها وكميتها وحركت وسكونها وتضادهاى متنوع عاشق است با معشوق خود . البته اين تشبيه موضوع وحدت علت وكثرت معلول را به طور مستقيم حل وفصل نمىكند . موضوع دوم - وحدت معشوق يا آن امتياز معشوق كه انگيزهء به وجود آمدن عشق گشته است كه هزاران هيجانات وتنوعات را به وجود مىآورد . بنا بر اين مقصود جلال الدين از تشبيه چنين است كه وحدت بارى تعالى مانند وحدت معشوق يا امتياز آن است كه منافاتى با به وجود آوردن اين همه تنوعات وحركات وسكنات ندارد ، بهر حال تشبيه مزبور براى روشن كردن پاسخ سؤال صوفى مناسب است . از طرف ديگر بنا بگفتهء بعضى از فلاسفه وعرفا كه خداوند با عظمتترين ابتهاج وسرور را در خود دارد ، زيرا او عالم به با عظمتترين و با جمال و با جلالترين موجود است كه ذات خود او است . و چون همهء موجودات هستى مانند فيوضات وشئون آن ذات است . پس خداوند به وسيلهء حب ذات ربوبى كه دارد به فيوضات وشئون ذات خود هم عشق وعلاقه دارد . و با اين كه جمال وجلال ذات الهى كه معشوق خود او است ، واحد از جميع جهات است ، موجب بروز فيوضات وشئون متكثر ومتنوع در عالم هستى است . اين مطلب به نظر ما صحيح نيست ، زيرا تا ميان عاشق ومعشوق دويى برقرار نباشد ، عشق كه از پديده هاى رابطه ايست امكان پذير نمىباشد و اين رابطه در خدا كه به هيچ وجه دويى در ذاتش ولو از نظر تحليل عقلانى راهيابى ندارد ، قابل تصور نيست . به هر حال بيان جلال الدين در حد يك تشبيه توضيحى ، بايد مورد توجه قرار بگيرد . تشبيه ديگرى كه در اين مورد مناسب به نظر مىرسد ، وحدت من انسانى است كه منشأ حركات وسكنات وتنوع وتضاد بىشمار در صفحهء هستى است .