( ( 1594 ) ) رختها را سوى خاموشى كشان
چون نشان جويى مكن خود را نشان
( ( 1596 ) ) چشم بر استارگان نه ره بجوى
نطق تشويش نظر باشد مگوى
( ( 1597 ) ) گر دو حرف صدق گويى اى فلان
گفت تيره در عقب گردد روان
. . .
( ( 1600 ) ) نيست در ضبطت چو بگشادى دهان
از پى صافى شود تيره روان
سخن وانديشه
سخن با نظر به مفاد وگويندهء آن انواع گوناگونى دارد ، از آن جمله .
1 - سخن گاهى بنفسه مطلوب بالذات است كه هيچ ارتباطى به مفاد ومفيديت و وضع ذهنى وروانى گوينده ندارد . به اين معنى كه منظور از سخن تنها همين است كه به وجود بيايد و يكى از رويدادهايى باشد كه به تنهايى يا به عنوان جزئى از يك كل مجموعى نمودار گردد .
مانند اين كه زبان كسى را مورد آزمايش قرار دادهاند تا روشن شود كه آيا مىتواند فلان جمله را ادا كند يا نه ، و مانند اين كه در يك مجموعهاى كه امواج مختلفى يك كل مجموعى را بايد تشكيل بدهند ، از آن جمله موج سخن است كه بايد در تشكل آن مجموع قرار بگيرد .
اين گونه بهره بردارى از سخن جنبهء هدف مستقل دارد ، مانند نگريستن به موجوديت خود آيينه ، نه بدان جهت كه وسيلهاى براى نشان دادن صورت است .
اگر از اين جنبه بگذريم وسخن را به عنوان وسيله مورد مطالعه قرار بدهيم ، با قطع نظر از نمودهاى فيزيولوژيكى سخن در حنجره وفضاى دهان و دخالت زبان