. . .
چون كه كليات را رنج است ودرد
جزو ايشان چون نباشد روى زرد
11 - اجزاء جهان هستى در تحول ودگرگونى است ، آيا زير بنا ومبادى عاليه هستى ( كل در اصطلاح جلال الدين ) هم در تحول و تغيير است ؟
جلال الدين اين سؤال را صريحا در دفتر ششم ودفتر اول پاسخ مثبت داده ومىگويد :
جنگ فعلى هست از جنگى نهان
زين تخالف آن تخالف را بدان ( 1 )
و همچنين در ابيات فوق بيت اول و دو بيت آخر صريحا مىگويد : تحولات ودگرگونىهاى رو بناى هستى ( به اصطلاح جلال الدين اجزاء ) مستند به تغيير در تحول زير بنا است كه جلال الدين در بارهء آن ، مفهوم كل وكليات را به كار مىبرد . و در ابيات ديگر موضوعى را مطرح مىكند كه مستلزم همان مطلب است ، مىگويد :
جان كل با جان جزو آسيب كرد
جان ازو درّى ستد در جيب كرد ( 2 )
با اين حال جلال الدين قلمروى را در پشت پردهء طبيعت سراغ مىدهد كه سكون به معناى احض يعنى حالتى ما فوق حركت وسكون در آنجا حكم فرما است . از آن جمله : -
ذرهاى كاو محو شد در آفتاب
جنگ او بيرون شد از وصف وحساب
چون ز ذره محو شد نفس ونفس
جنگش اكنون جنگ خورشيد است وبس
رفت از وى جنبش طبع وسكون
از چه از انّا اليه راجعون ( 3 ) شمع چون در نار كلى شد فنا
نى اثر بينى ز شمع ونى ضيا ( 4 )
هامش
( 1 ) دفتر ششم ، ص 352 ب 42 . .
( 2 ) دفتر دوم ، ص 97 ب 19 . .
( 3 ) دفتر ششم ، ص 352 ب 42 تا 44 . .
( 4 ) دفتر چهارم ، ص 290 ب 9 . .