خوابناكى ليك هم بر راه خسب
الله الله بر ره الله خسب
149 - هر چه كه در عشق ماديات ناخود آگاه وآگاهى كش گام بردارى خود همان عشق و تصميم حجابى به ديدگانت مىزند كه نمىتوانى حتى خود آن ماديات را هم صحيح ببينى . از اين خواب وخيال دست بردار . اگر هم احساس خواب آلودگى مىكنى ، برو در سر آن راه بخواب كه كاروانيان منزلگه الهى از آنجا عبور مىكنند .
هر زمان نو صورتى ونو جمال
تا ز نو ديدن فرو ميرد ملال
من همىبينم جهان را پر نعيم
آبها از چشمه جوشان مقيم
جان فشان اى آفتاب معنوى
مر جهان كهنه را بنما نوى
هر نفس نو مىشود دنيا و ما
بىخبر از نو شدن اندر بقا
عمر همچون جوى نو نو مىرسد
مستمرى مىنمايد در جسد
اى برادر عقل يك دم با خود آر
دم بدم در تو خزان است وبهار
در وجود آدمى جان وروان
مىرسد از غيب چون آب روان
هر زمان از غيب نو نو مىرسد
وز جهانِ تن برون شو مىرسد
اى خدا اين وصل را هجران مكن
سرخوشان عشق را نالان مكن
باغ جان را سرخوش وسرسبز دار
قصد اين بستان و اين مستان مكن
حال امروزى به دى مانند نى
همچو جو اندر روش كش بند نى
فكرت هر روز را ديگر اثر
شادى هر روز از نوع دگر
از عدمها سوى هستى هر زمان
هست يارب كاروان در كاروان
150 - نو باش و هر لحظه جهان نوى را ببين .
عقل تو قسمت شده بر صد مهم
بر هزاران آرزو وطعم ورم
جمع بايد كرد اجزا را به عشق
تا شوى خوش چون سمرقند ودمشق
151 - با به دست آوردن ايده آل اعلا در زندگى از پاشيدگى انديشه وتجزيهء عقل جلو گيرى كنيد .