تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥

آيه

« فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْه اَللَّيْلُ رَءا كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ اَلآفِلِينَ 6 : 76 » ( 1 ) ( وقتى كه شب براى ابراهيم تاريك گشت ، ستاره را ديد ، گفت : اين پروردگار من است ، موقعى كه ستاره غروب كرد ، گفت : من غروب كنندگان را دوست نمىدارم ) « إِذا تُتْلى عَلَيْه آياتُنا قالَ أَساطِيرُ اَلأَوَّلِينَ . سَنَسِمُه عَلَى اَلْخُرْطُومِ 68 : 15 - 16 . » ( 2 ) ( وقتى كه آيات ما به آن تبهكار خوانده مىشود ، مىگويد : اينها افسانه هاى گذشتگان است . پليديهاى او را روى بينى به عنوان نشانه نصب خواهيم كرد . )

( ( 1441 ) ) زين حوالت رغبت افزا در سجود كاهلى وجبر مفرست وخمود ( ( 1442 ) ) جبر باشد پرّ و بال كاملان جبر هم زندان و بند كاهلان ( ( 1443 ) ) همچو آب نيل دان اين جبر را آب مؤمن را و خون مر گبر را ( ( 1444 ) ) بال بازان را سوى سلطان برد بال زاغان را به گورستان برد
انسانى وجود دارد كه جبر پر و بال اوست براى پرواز در گذرگاه ابديت و انسان ديگرى وجود دارد كه جبر زندان وكنده وزنجيرى به دست و پاى او است . اگر در بارهء روش جلال الدين در مسئلهء جبر و اختيار با ديدهء انصاف وبىغرضى بنگريم ، چاره‌اى جز اين نداريم كه بگوييم :
هامش
( 1 ) سوره الانعام ، آيهء 76 . .
( 2 ) سوره القلم ، آيهء 15 و 16 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 495 | محمد تقي جعفري