نكته گفتن آن شاعر جهت شيعهء حلب
( ( 793 ) ) گفت آرى ليك كو دور يزيد
كى بد است آن غم چه دير اين جا رسيد
( ( 794 ) ) چشم كوران آن خسارت را بديد
گوش كرّان اين حكايت را شنيد
( ( 795 ) ) خفته بوده ستيد تا اكنون شما
كه كنون جامه دريديد از عزا
( ( 796 ) ) پس عزا بر خود كنيد اى خفتگان
زان كه بد مرگيست اين خواب گران
( ( 797 ) ) روح سلطانى ز زندانى بجست
جامه چون درّيم و چون خاييم دست
( ( 798 ) ) چون كه ايشان خسرو دين بوده اند
وقت شادى شد چو بگسستند بند
( ( 799 ) ) سوى شاد روان دولت تاختند
كنده وزنجير را انداختند
( ( 800 ) ) دور ملك است وگه شاهنشهى
گر تو يك ذره از ايشان آگهى
( ( 801 ) ) ور نهاى آگه برو بر خود گرى
زان كه در انكار نقل ومحشرى
( ( 802 ) ) بر دل ودين خرابت نوحه كن
چون نمىبيند جز اين خاك كهن
( ( 803 ) ) ور همىبيند چرا نبود دلير
پشت دار وجان سپار و چشم سير
( ( 804 ) ) در رخت كو از پى دين فرخى ؟
گر بديدى بحر كو كف سخى ؟
( ( 805 ) ) آن كه جو ديد آب را نكند دريغ
خاصه آن كاو ديد دريا را وميغ
( ( 794 ) ) چشم كوران آن خسارت را بديد
گوش كرّان اين حكايت را شنيد
( ( 795 ) ) خفته بوده ستيد تا اكنون شما
كه كنون جامه دريد از عزا
( ( 796 ) ) پس عزا بر خود كنيد اى خفتگان
زان كه بد مرگيست اين خواب گران
داستان كربلا چه بوده است كه شيعيان اهميت فوق العاده به آن مىدهند ؟
پيش از ورود به توضيح اختصارى داستان كربلا ، اين نكته را متذكر مىشويم :