تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
رسيدن شاعر به حلب روز عاشورا وحال معلوم نمودن ونكته گفتن وبيان حال كردن
( ( 777 ) ) روز عاشور همه اهل حلب باب انطاكيه اندر تا به شب ( ( 778 ) ) گرد آيد مرد و زن جمعى عظيم ماتم آن خاندان دارد مقيم ( ( 779 ) ) تا به شب نوحه كنند اندر بكا شيعه عاشورا براى كربلا ( ( 780 ) ) بشمرند آن ظلمها وامتحان كز يزيد وشمر ديد آن خاندان ( ( 781 ) ) از غريو نعره ها در سرگذشت پر همىگردد همه صحرا ودشت ( ( 782 ) ) يك غريبى شاعرى از ره رسيد روز عاشورا و آن افغان شنيد ( ( 783 ) ) شهر را بگذاشت و آن سو راى كرد قصد جست وجوى آن هيهاى كرد ( ( 784 ) ) پرس پرسان مىشد اندر افتاد چيست اين غم بر كه اين ماتم فتاد ؟ ( ( 785 ) ) اين رئيسى زفت باشد كه بمرد اين چنين جمعى نباشد كار خرد ( ( 786 ) ) نام او القاب او شرحم دهيد كه غريبم من شما اهل دهيد ( ( 787 ) ) چيست نام وپيشه واوصاف او تا بگويم مرثيهء الطاف او ( ( 788 ) ) مرثيه سازم كه مرد شاعرم تا از اينجا برگ ولالنگى برم ( ( 789 ) ) آن يكى گفتش كه تو ديوانه اى تو نه‌اى شيعه عدوّ خانه اى ( ( 790 ) ) روز عاشورا نمىدانى كه هست ماتم جانى كه از قرنى به است ( ( 791 ) ) پيش مؤمن كى بود اين قصه خوار قدر عشق گوش عشق گوشوار ( ( 792 ) ) پيش مؤمن ماتم آن پاك روح شهره تر باشد ز صد طوفان نوح

تفسير ابيات

اهالى حلب در روز عاشورا در باب انطاكيه از بامداد تا به شب گرد هم جمع مىشدند وماتم خاندان پيامبر را مىگرفتند . اين نوحه ونالهء شيعه در روز عاشورا براى حادثهء كربلا بود . در آن ماتم ستمگرىها وشكنجه هايى را كه از يزيد بن معاويه وشمر بن ذى الجوشن به امام حسين عليه السلام وخاندانش وارد شده بود به ياد مىآورند و از غريو
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 290 | محمد تقي جعفري