تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤

نمود و در زمان عثمان بن عفان همهء شام به او وا گذار شد . ( 1 ) معاويه مردى بود كه به اتفاق آراى مورخين محقق : ايده ئولوژى اسلامى را كه تمام نژادها وجوامع وسرزمينها را با برداشتن مرزها متحد مىساخت ، وسيله‌اى براى در راه زمام دارى شخصى خود وباز گرداندن آن به نژاد پرستى اولًا و به نژاد عرب ثانيا به وسيلهء پسرش يزيد خواسته واستخدام كرده است . چون اين جمله را مورخين از عمر بن خطاب به طور فراوان نقل كرده‌اند كه : « هر وقت به معاويه مىنگريست ، مىگفت : « اين كسراى عرب است » ( 2 ) در دوران او بود كه سكه هايى زده شد كه روى آنها عكس يك عرب در حالى كه شمشيرى به كمر بسته بود ترسيم شده بود » ( 3 ) موقعى كه ضحاك بن قيس براى اعلان مرگ معاويه به بالاى منبر مىرود ، در ميان توصيفاتى كه از معاويه مىكند ، اين جمله وجود دارد كه « معاويه پناهگاه عرب بود » ( 4 ) ابن خلدون صريحا مىنويسد : « سپس طبيعت ملك اقتضا كرد كه معاويه در امر زمام دارى وعظمت ومقدم داشتن خود بر ديگران بكوشد و اين زمام دارى وادعاى عظمت وتقديم خود بر ديگران در شان معاويه نبود ، ولى اين يك امر طبيعى بود كه تعصبش وادار به آن مىكرد ونژاد بنى اميه هم اين عصبيت را دارا بودند » ( مقدمه تاريخ - ابن خلدون ص 205 ) اتصاف معاويه وپيروانش به گروه ستم كار در كلام پيامبر اكرم بقدرى معروف است كه احتياج به ذكر ماخذ ندارد . آن حضرت به عمار بن ياسر فرموده است : « يا عمار تقتلك الفئه الباغيه » ( اى عمار تو را گروه ستم كار خواهد كشت ) وعمار در جنگهاى صفين سپاهيان معاويه بود كشته شده است . تمام مورخين نوشته‌اند : موقعى كه عثمان در محاصره از معاويه كمك خواست ، كمكى براى او نفرستاد ، وقتى كه محاصرهء عثمان شديدتر شد يزيد بن اسد قشيرى را فرستاد وگفت وقتى كه به ذى خشب ( حومهء مدينه ) رسيدى همان جا توقف كن و به اين بهانه

هامش
( 1 ) الاعلام ، زركلى ج 8 ص 172 . .
( 2 ) تاريخ الخلفا ، سيوطى ، ص 195 ، والاعلام زركلى ، ج 8 ص 173 . .
( 3 ) البداية ، ج 8 ص 143 ، نقل از مقتل الحسين عبد الرزاق مقرم ، ص 121 . .
( 4 ) مقدمه تاريخ ، ابن خلدون ، ص 205 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 294 | محمد تقي جعفري