تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
در صورتى كه خود آن بنگر بت پرست بوده‌ام كه حجاب جمال وجلال تو بود . به ياد مرگ بودن بهتر از پر كردن تمام سطوح روح از صنعت وسوداگرى است . مرگ آن خزان است كه از راه فرا مىرسد و برگ هستىات را به خاك فرو مىريزد . برگهاى هستى تو ساليان متمادى است كه براى زوال عمر تو طبل هشدارى مىزند و تو از شنيدن آوازش جز جنباندن گوش چيزى نداشته‌اى .