حماسه ها ورجز خوانى در روى يك جهت يا يك قيافه از حقيقت آن اندازه پر غوغا و پر سر و صدا مىشود كه مردم از دريافت صدها مزايا وقيافهء آن حقيقت محروم مىمانند - چه تشبيه عالى است كه جلال الدين در اين مورد آورده است :
بلبلانه نعره زن بر روى گل
تا كنى مشغولشان از بوى گل
اين نعره زنان چه از روى آگاهى و چه ناخود آگاهانه بر افكار بشرى هجوم مىآورند و آنها را تا بيغولهاى بس تنگ وتاريك عقب مىرانند وبيش از يك روزنه در آن نمىگذارند كه آن هم تنها براى تماشاى نمودى است كه آن نعره زنان مىبينند ومىخواهند اين كه جلال الدين مىگويد
حرف گفتن بستن آن روزن است
عين اظهار سخن پوشيدن است
معناى فوق العاده مهمى را در بر دارد كه به طور اختصار آن را توضيح مىدهيم : - به طور طبيعى براى روح هر انسان دريچهاى است كه به واقعيتهاى درونى وبرونى در موقعيتى كه در آن قرار گرفته است ، باز مىشود .
ومىدانيم كه در فضاى درونى مانند فضاى برونى خورشيدى فروزان است كه اگر دستى از جان آدمى دراز شود و آن دريچهء مخصوص به خود را باز كند ، با آن اندازه از واقعيات رو برو خواهد گشت كه بتواند موقعيت وجودى خود را در جهان هستى تفسير وتوجيه كند .
سخنانى كه دريافت شده هاى ديگران را در بر دارد ، مانند مشتى سنگ وگلها است كه دريچهء آدميان راهرو را مىبندد . مگر خود گوينده از چنان رادمردى برخوردار شود كه ارزش وسيلهاى سخن خود را گوشزد كند و يا تعليم و تربيت فرهنگ بشرى به آن درجه از عظمت برسد كه ارزش سخنها را براى انسانها توضيح بدهد واثبات كند كه هر كس كه در اين جهان در بارهء واقعيتها سخنى مىگويد ، از صحنه ونمايشنامهاى خبر مىدهد كه خود در آن صحنه ونمايشنامه هم بازيگر