تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
نگويند :
آن يكى شير است اندر باديه وين يكى شير است اندر باديه آن يكى شير است آدم مىخورد وين يكى شير است آدم مىدرد
مشترك معنوى در ايجاد اشتباه وخطا فوق العاده مؤثرتر است ، زيرا آگاهى مختصرى به جريان الفاظ كافى است كه اختلاف متانى متنوع در مشترك لفظى فهميده شود ، در صورتى كه معناى كلى در مشترك معنوى همواره مىتواند مورد استناد استعمال كننده قرار گرفته و صورت حق به جانب به خود بگيرد . كلمهء انسان مانند كالبد جسمانى او معين ومشخص است ( ا ، ن ، س ، ا ، ن ) مانند سر وچشمان و دو گوش و بينى و دهان و دستها و پاها و ساير اجزاء درونى وبرونى او كه در ابن ملجم وعلى بن ابى طالب مشابه يكديگراند . همانطور كه جلال الدين تشبيه كرده است الفاظ مشترك وكالبدهاى جسمانى انسانها مانند كوزه هاى سر بسته است كه هرگز محتويات واقعى خود را با خود آن لفظ وكالبد جسمانى نشان نخواهند داد . اين كوزه هاى سر بسته چگونه مىتوانند با يكديگر ارتباط واقعى پيدا كنند وچگونه مىتوانند در اتحادهاى عالى شركت كنند و به امكانات خود برسند ؟ مسائلى است كه آينده يا به قول جلال الدين بزرگان مىفهمند .
( ( 655 ) ) پس ز نقش لفظهاى مثنوى صورتش ضال است وهادى معنوى ( ( 656 ) ) در نبى فرمود كاين قرآن ز دل هادى بعضى و بعضى را مضل
كتاب مثنوى گم راه كنندهء صورت بينان وهدايت كنندهء جويندگان معنى است جلال الدين در يكى از ابيات دفتر اول تحت عنوان « شنيدن آن طوطى حركت آن طوطى را ومردن ونوحه كردن خواجه » چنين گفته است :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 251 | محمد تقي جعفري