تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
نيازى به طرح شراب وزيبا ومستىهاى معمولى داشته باشند ] مانند جلال الدين در كلمات خود تصريح كنند كه مقصود ما از مفاهيم مزبوره چيست ؟ تا آنان كه براى تبهكارىهاى خود در پى تكيه گاه هستند ، معارف سود بخش آنان را بهانه قرار ندهند ووسيلهء سوء استفاده نكنند . در مجلسى بوديم ، شخصى گفت : جلال الدين هم بله ، جلال الدين هم با زيبا رويان سرى داشته وسرى آن گاه با بيانى كه در آنها كلمات صنم وخوب رو وزيبا صورت وجود داشت ، استشهاد كرد ، مخصوصاً به ياد دارم كه گفت :
« آن خيالاتى كه دام اولياست عكس مه رويان بستان خداست »
معلوم مىشود حتى اولياء الله هم نمىتوانند از جاذبهء زيبا رويىهاى صورى خود را كنار بكشند . گفتم : با نظر به ابيات پيشين و بعد از بيت مزبور مقصود جلال الدين به خوبى روشن مىشود كه جمال روحانى است ، نه جسمانى ، جلال الدين بيت مزبور را در دفتر اول در داستان پادشاه وكنيزك در ميان ابيات زير آورده است ؟
بود اندر منظره شه منتظر تا ببيند آن چه بنمودند سر ديد شخصى كاملى پر مايه اى آفتابى در ميان سايه اى مىرسيد از دور مانند هلال نيست بود و هست بر شكل خيال نيستوش باشد خيال اندر جهان تو جهانى بر خيالى بين روان با خيالى صلحشان وجنگشان با خيالى نامشان وننگشان آن خيالاتى كه دام اولياست عكس مه رويان بستان خداست آن خيالى را كه شه در خواب ديد در رخ مهمان همىآمد پديد
كمترين دقت در ابيات فوق اثبات مىكند كه مطالب موجود در ابيات فوق آن جمال را مطرح كرده است كه جز روح رشد يافتهء اولياء الله نمىتواند از آن برخوردار شود . شخص كامل و پر مايه ، آفتابى در ميان سايه ، داراى هستى خيالوش ، اين مفاهيم را در ابروان كشيده و بينى ظريف وچشمان خمار وجالب به كار بردن نه تنها كار جلال الدين ومثنوى نيست ، بلكه هيچ عاقل عارف به معلومات عمومى