( ( 648 ) ) اشتباهى هست لفظى در ميان
ليك خود كو آسمان كو ريسمان
( ( 649 ) ) اشتراك لفظ دايم رهزن است
اشتراك گبر ومؤمن در تن است
( ( 650 ) ) جسمها چون كوزه هاى بسته سر
تا كه در هر كوزه چبود درنگر
شباهت در كالبدهاى لفظى همان اندازه غلط انداز و منشأ ضررها است كه شباهت كالبدهاى جسمانى آدميان
تقسيمات متعددى براى الفاظ در علوم مربوط صورت مىگيرد . از آن جمله : لفظ يا مفرد است يا مركب . لفظ يا معناى شخصى را نشان مىدهد ، يا معناى كلى را . . . يكى از آن تقسيمها انقسام لفظ است به مشترك لفظى و مشترك معنوى .
مشترك لفظى كلمهاى را گويند كه معانى مختلفى را كه در يك مفهوم كلى شركت ندارند ، نشان بدهد . مانند شير در فارسى به معناى حيوان درندهء معروف و به معناى شير خوردنى و غير ذلك و در عربى مانند كلمهء عين كه به معناى جوهر شىء و چشم ورئيس گروه وچشمه و طلا وغيره مىباشد . مشترك معنوى كلمه ايست كه بيك معناى عمومى وضع شده وهمهء افراد ومصاديق آن معناى عمومى را مىتواند نشان بدهد ، مانند انسان كه به جاندار معينى به طور كلى وضع شده و به افراد ومصاديق بىشمار صدق مىكند . در ابيات مورد تحليل نتيجهاى را كه جلال الدين منظور نموده است ، بهر دو قسم از مشترك مربوط مىشود ، يعنى اشتباهات وخطاها و فريب خوردنهاى ناشى از قالب لفظى مشترك ، هم در مشترك لفظى وجود دارد وهم در مشترك معنوى . مردم حيله گر براى پيش بردن هدفهاى خود قراين واحوال وموقعيتى را در نظر مىگيرند يا به وجود مىآورند كه كلمهء شير را بتوانند به كار برند وچشمان ساده لوحان را ببندند وقفلى بر دهانشان بزنند كه