تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
هم براى مقصد والاى جلال الدين در ابيات مورد بحث از چنان تشبيهات به زبان نمىآورد . پس مقصود جلال الدين از مه رويان بستان خدا ، ارواح واشباح مقدسهء اولياء الله است كه در بارگاه الهى در صدق وصفا ولذت بىنهايت غوطه وراند . اين كه گفتيم : لازم است كه انسانهاى مربى در انتخاب الفاظ وقراينى كه باز گو كنندهء مقاصد واقعى آنان است دقت كارى و احتياط بيشترى را مبذول بدارند ، براى اين است كه اكثريت افراد بشر كه دو دستى به پستان طبيعت چسبيده ونمىتوانند يا نمىخواهند گامى از خود مجازىشان فراتر بنهند ، از گفتارهاى متشابه ومجازى مربيان سوء استفاده نكنند . خود جلال الدين اعتراف مىكند كه -
( ( 662 ) ) در سر آن چه هست گوش آنجا رود در سر ار صفراست آن سودا شود
حال كه اغلب افراد بشر مغز خود را از مزايا وامور جالب طبيعت پر كرده‌اند ، شما نبايد شمشير به دست زنگى مست بدهيد ومقايسهء مثنوى با قرآن در اين مسئله صحيح به نظر نمىرسد ، زيرا تفاوت بسيار زياد است ميان استفاده از كلمات وجملاتى كه مدلول مستقيم آنها ناشايست بوده باشد واستفاده از مفاهيمى كه به نظر معمولى ناچيز ومحقر مىآيد ، مانند بعوضه ( پشه ) كه در قرآن مجيد مورد تمثيل قرار گرفته است . وآنگهى مردم چه از راه تعقل خودشان و چه با نظر به تعليمات رهبران عالى قدر دينى معتقد شده‌اند كه كتب آسمانى مستند به وحى است و خلاف حقيقت وواقعيت در آنها وجود ندارد و اگر مسأله‌اى در كتب آسمانى براى آنان مشكل جلوه كند ، بر محدوديت عقل وكوتاهى معلوماتشان مىنگرند و از حدود خود تعدى نمىكنند ، بخلاف كتابى كه محصول انديشه ها وهيجانات روانى انسانى مانند خودشان بوده باشد ، اگر چه آن انسان از نظر عظمت انديشه ودريافتهاى عالى كم نظير و بلكه بىنظير هم بوده باشد ، زيرا هيچ انسانى در اين دنيا در هر قلهء مرتفعى كه از معرفت قرار بگيرد ، نمىتواند به درجه‌اى از مطلق برسد كه از هر گونه اشتباه وخطا مصون بماند . اين خود جلال الدين است كه مىگويد :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 254 | محمد تقي جعفري