نكتهاى كه در اين بيت بايد مورد توجه قرار بگيرد ، اين است كه جلال الدين در مورد قضاء وتاثير آن در كتاب مثنوى عقايد مختلف ابراز كرده است .
گاهى تاثير قضا را عامل منحصر هر چه كه در جهان و انسان به وجود مىآيد ، مىداند . گاه ديگر انسان را به تمام معنى مختار ديده وتاثير قضا را در بارهء انسان ناديده مىگيرد ، البته اين روش در مثنوى بسيار اندك بوده ومىتوان گفت : با يك تاويلات صحيح چنين عقيدهاى را جلال الدين ابراز نكرده است .
عقيدهء سوم همان است كه در بيت مورد تحليل بيان مىكند و آن عبارت است از دو عنصرى بودن حركات وسكنات آدمى كه به طور اجمال در اول اين مبحث متذكر شديم .
ممكن است براى بعضى از مطالعه كنندگان محترم اين اعتراض جلوه كند كه اين چه تضاد گويى است كه جلال الدين در مثنوى به راه انداخته است ؟ پاسخ اين اعتراض با نظر به اختلاف افقهايى كه جلال الدين براى جهان بينى انتخاب مىكند واضح است ، چنان كه تضاد گويىهاى جلال الدين را در باره جبر و اختيار هم با همين اختلاف افقها كه روح جلال الدين در آنها در جريان مداوم بوده است ، تاويل كردهايم .
پس از ابيات مربوط به دخالت ندادن قضا در كارهاى اختيارى انسانها ، جلال الدين بار ديگر دلايلى را كه در اواخر دفتر پنجم براى اثبات اختيار آورده بود تكرار مىنمايد و چون مطلب تازهاى در آنها نمىبينيم ، لذا از تحليل آنها خوددارى مىكنيم .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 195
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٩٥