تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
پيش حق پيدا و پيش تو نهان سرّ غيب است اين مكن فكرى در آن
اين ذره شبيه به همان ذرات نورانى است كه در دفتر پنجم در حكايت موذن گفته بود :
ذره نبود جز ز چيزى منحسم ذره نبود شارق لا ينقسم
خصوصيتى كه در مفهوم ذره در بيت دوم از ابيات مورد تحليل وجود دارد ، اين است كه آن را تشكيل دهندهء خاطرات وانديشه ها معرفى مىكند ، اين پديده هاى مغزى وروانى براى ما كاملًا قابل درك وآگاهى هستند ، پس جلال الدين نمىبايست بيت سوم را دنبال بيت دوم بياورد ، مگر اين كه گفته شود : مقصود از ذرات واحدهاى زير بنايى فعاليتهاى روانى است كه جلال الدين در مثنوى آنها را بارها وابسته به ماوراى طبيعت ساخته است . مسئلهء دوم - آيا اين ذرات خاطرات وانديشه ها كه جلال جلال الدين در قالب شعرى آورده است ، مىتواند قابل تطبيق يا مقايسه با آتميسم منطقى برتراند راسل بوده باشد ؟ به توضيح اين كه موقعى كه وايت از راسل در مصاحبه معروف مىپرسد : « شما خود را از كدامين دسته فلاسفه مىدانيد ؟ » راسل پاسخ مىدهد من تا كنون تنها برچسبى كه به خود گرفته‌ام : آتميست منطقى است ، ولى من علاقهء زيادى به داشتن برچسب ندارم وهميشه از آن احتراز دارم . وايت مىپرسد : آتميست . منطقى چه معنى دارد ؟ راسل پاسخ مىدهد : بعقيدهء من معناى آتميست منطقى اين است كه راه پى بردن به طبيعت اشيايى كه مورد نظر است همان طريقهء تجزيه وتحليل مىباشد و اين كه مىتوان اين تجزيه را تا رسيدن به موادى كه ديگر ادامهء تجزيه در بارهء آنها امكان پذير نيست ، ادامه داد . در اين صورت اين قطعات تجزيه شده . « آتمهاى منطقى » مىباشد . من آنها را آتمهاى منطقى خواندم ، زيرا آنها ذرات كوچك مادى نيستند ، آنها اجزاى ايده‌اى هستند ، گويى آنها خارج از موجوداتى هستند كه ساختمان