اشياء را تشكيل مىدهند . » ( 1 ) ملاحظه مىشود كه آن چه را كه راسل در بارهء ذرات ايدهاى مطرح مىكند و تنها با عينك طبيعت مغز بشرى در آنها مىنگرد . جلال الدين وجود آنها را شش قرن و نيم پيش از راسل بيان مىكند ، نهايت امر حقيقتى را هم ضمنا توضيح مىدهد كه راسل آن را ناديده مىگيرد و آن اين است كه اين ذرات فعاليتها وادراكات مغزى كه مانند ذرات فيزيكى داراى نمود عينى نيستند ، در پرتو خورشيد پشت پردهء طبيعت مغز قابل درك مىباشند . اين كه گفتيم ذرات فعاليتهاى مغزى قابل مقايسه با ذرات فيزيكى نيست ، براى آن است كه ذرات فيزيكى رسمى داراى جرم و بعد مشخص و در جويبار زمان وفضا قرار مىگيرند ، يا به عبارت ديگر زمان وفضا در تحقق خارجى آنها مانند يك عنصر اساسى بنا به روش فلسفى كانت ومدلول علمى نسبيت دخالت مىورزد ، در صورتى كه در فعاليتهاى مغزى ممكن است جريانى كه صورت مىگيرد ، مركب از واحدهاى تجريد شده از همهء خصوصيات فيزيكى عينى بوده باشد ، مانند مفاهيم كلى وماهيت عدد و بلكه خود آتمهاى زمان كه هيچ گونه آميزشى با مشخصات عينى فيزيكى ندارد . نكتهء ديگر اين كه جلال الدين همين فعاليتهاى مغزى را گاهى با مفهوم موج هم تفسير كرده است :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 198
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٩٨
موج خاكى فكر ووهم وفهم ماست
موج آبى صحو وسكر است وبقاست
چون ز دانش موج انديشه بتاخت
از سخن وآواز او صورت بساخت
حسها وعقلهاشان در درون
موج در موج لدينا محضرون
موج لشكرهاى احوالت ببين
هر يكى با ديگرى در جنگ وكين
موجهاى تيز درياهاى روح
هست صد چندان كه بُد طوفان نوح
در بلندى كوه فكرت كم نگر
كه يكى موجش كند زير و زبر
بنا بر اين مىتوان روش تضاد نماى جلال الدين را در بارهء فعاليتهاى مغزى
هامش
( 1 ) برتراند راسل افكار خود را بيان مىدارد ، قسمت فلسفه . .