تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
آن چه كه در اين مسئله منطقى به نظر مىرسد و بدون آن هيچ قضاوتى در اين مورد متكى به واقعيت نمىباشد ، اين است كه اگر مقامات مسئول اجتماعات سر و كارى با انسان وانسانيتش دارند ، نخست وضع زندگى مادى ومعنوى افراد را در نظر بگيرند و به عبارت كلىتر نخست موقعيت شايستهء هر يك از افراد را مشخص كنند ، سپس نوعى از دانش و مقدارى از آن را در اختيارش بگذارند كه متن وهدف هستى او را در زندگانى مادى ومعنوى تامين نمايد . در اين صورت گمان نمىرود كه زندگى انسانى در باز كردن و بستن گره هاى بىهوده سپرى شود ، زيرا با ملاحظهء سرمايهء مادى ومعنوى افراد هر تحقيقى كه به سود انسانيت وفرهنگ عمومى او است ، نوعى از بهره بردارى مفيد از آن سرمايه خواهد بود . پس دقت كارى در مسائل بسيار دقيق رياضى ومنطقى وفلسفى حتى تحقيقات كامل ودقيق در بارهء الفاظ با هدف گيرى فوق نه تنها ضايع كردن عمر نيست ، بلكه ضرورتى است براى زندگى محاسبه شدهء جوامع بشرى .

تفسير ابيات

آيا تا كنون در بارهء خود انديشه به تفكر پرداخته‌ايد ؟ اين تفكر كه بشر ناخود آگاه آن را نهايت ايده آل زندگى هوشيارانه تلقى كرده است اگر واحدهاى آن انديشه پوچ وبىاساس باشد و يا براى خود نمايى به فعاليت بيافتد ، با ناخنهاى تيز خود ، زخم بر چهرهء زيبا و آرام نفس مطمئنه وارد مىكند . انديشه هاى ناشايست ، ناخنهاى پر زهرى است كه هر چه در جان آدمى عميقتر فرو رود ، مسموميت جان انسانى را مرگ بارتر خواهد ساخت ، روان آدمى به گمان اين كه گره اشكال ومعماها را باز خواهد كرد ، بال و پر زرين خود را در كثافتها فرو كرده است . تو اين گره را باز شده فرض كن زيرا گره‌اى است كه بر كيسه‌اى خالى زده‌اند و از باز شدن آن هم چيزى عايد نمىشود . در پيش روى تو عقده‌اى ناگشودنى