( ( 559 ) ) تا گشايد عقدهء اشكال را
در حدث كردست زرّين بال را
( ( 560 ) ) عقده را بگشاده گير اى منتهى
عقدهاى سخت است بر كيسهء تهى
( ( 561 ) ) در گشاد عقده ها گشتى تو پير
عقدهاى چند دگر بگشاده گير
( ( 562 ) ) عقدهاى كان بر گلوى ماست سخت
كه ندانى كه خسى يا نيك بخت
آيا دقت كارىها وباريك بينى علمى وجهان بينىها را رها كنيم و به اصلاح حال خويشتن بپردازيم ؟
كسانى كه از روش تحقيقاتى قرون واعصار گذشته اطلاع دارند ، مىتوانند گفته جلال الدين را تا حدود زيادى تصديق كنند . ما در روشهاى علمى جهان بينى گذشتگان با دو نكتهء ضعف غير قابل اغماض رو به رو هستيم .
نكته يكم اين كه گروه فراوانى در آن دورانها در همهء مسائل علوم عصر وجهان بينى زمان خود اظهار نظر مىكردند و به اصطلاح همه دانهايى بودند كه هيچ نمىدانستند ومسلم است كه اين روش در هر دوران و هر جامعهاى كه بوده باشد ، جز اضافه كردن گره ها بر گره هاى ديگر سودى نخواهد داشت . البته اين موضوع را هم فراموش نمىكنيم كه افراد استثنايى مانند ارسطو وفارابى وابن سينا و از متاخرين لايب نيتز ودكارت پيدا مىشوند كه گسترش وعمق تتبع وانديشه هاى فوق العادهاى داشته ومىتوانند در قلمروهاى مختلفى از علوم وجهان بينى صاحب نظر باشند . يكى از آنان خود جلال الدين مولوى است كه از صدها بعد گوناگون ومتضاد به انسان وجهان نگريسته و در همهء آن بعدها موفقيتهاى شايانى به دست آورده است ، ولى چنان كه گفتيم : با نظر به جريان معمولى فرهنگ