من سوگند مىخورم به خداى عزاى خوشبخت و خدايى كه پيرامون بيتش ازدحام و غوغا است ) قبيله خولان بتى بنام عميانس داشته است كه چار پايان و محصولات زراعتى خود را ميان خدا و عميانس تقسيم مىكردند . ( 1 ) و نيز در نامهاى كه ابو سفيان از روى تهديد به پيامبر اسلام نوشته است تبرك به نام خدا و سوگند به بتها به چشم مىخورد . نامه بدين ترتيب شروع مىشود : - « باسمك اللَّهم ، فانى احلف باللات و العزى و اساف و نائله و هبل لقد سرت اليك فى جمعنا و انا نريد ان لا نعود اليك ابدا حتى نستأصلكم . . . » ( 2 ) به نام تو اى الله ، من به لات و عزى و اساف و نائله و هبل سوگند مىخورم كه با گروه خود به طرف تو حركت كردم و ما نمىخواهيم از سوى تو هرگز بر گرديم تا اين كه شما را ريشه كن كنيم ) . ج - چنان كه در آيات شريفه قرآن مجيد آمده است . اعراب بتها را به عنوان شفيع و وسيلهء تقرب به خدا مىپرستيدند مانند - « وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ الله ما لا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ الله قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ الله بِما لا يَعْلَمُ فِي اَلسَّمواتِ وَلا فِي اَلأَرْضِ سُبْحانَه وَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ 10 : 18 » ( 3 ) ( و آنان در مقابل خدا چيزهايى را مىپرستند كه نه به آنان ضررى مىرسانند و نه سودى به آنها مىدهند و مىگويند اين بتها شفاعتگران ما در نزد خدا هستند به آنان
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 71
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧١
« رهم بن زيد الاوسى » بدين نحو سوگند مىخورد :
انى و رب العزى السعيدة وا
لله الذى دون بيته سرف (
هامش
( 1 ) الاصنام ، كلبى ، ص 44 . .
( 2 ) الوثائق السياسية ، دكتر محمد حميد الله ، ص 26 و 27 ، نقل از المغازى ، واقدى - النزاع و التخاصم بين بنى امية و بني هاشم - مقريزى ( تقى الدين احمد بن على ) - انساب الاشراف ، بلاذرى - امتاع الاسماء ، مقريزى . .
( 3 ) سوره يونس ، آيهء 18 . .