همين علت نامگذارى را كلبى در كتاب الاصنام در بارهء پنج بت به نام ود ، سواع ، يغوث ، يعوق ، نسر بيان نموده مىگويد : اين پنج نام پنج مرد صالح بود ، موقعى كه همهء آنان در يك ماه مردند ، خويشاوندان آنان زياد ناراحتى كردند و جزع و فزع نمودند . مردى از فرزندان قابيل به آنان پيش نهاد كرد كه اگر بخواهيد پنج بت به شكل آن پنج نفر براى شما مىسازم ولى نمىتوانم در آنها روح به دمم . آنان پذيرفتند و آن مرد پنج بت به صورت و بنام آن مردان صالح تراشيد و براى خويشاوندانشان نصب كرد . » ( 1 ) نيز با نظر به كلمات افلاطون در اين موضوع اين نتيجه را هم مىتوان گرفت كه اصطلاح خدا به موجودات عالى و مبادى اصلى خلقت و چيزهايى كه جنبهء قدس و ما وراى طبيعى دارند بسيار قديمى بوده است . او در فصل يازدهم ص 239 از مأخذ مزبور مىگويد : « بحث از خدايان ديگر و چگونگى به وجود آمدن آنان خارج از توانايى ما است . بر ما لازم است كه در اين موضوع كسانى را كه پيش از ما سخن گفتهاند تصديق كنيم ، زيرا آنان چنان كه مىگويند از فرزندان خدايان هستند و بدون شك و شبهه نياكان خود را روشنتر مىشناسند » . ب - چنان كه در مبحث پيشين متذكر شديم قبيلهء نزار از عرب در عين بت پرستى خداى بزرگ را پذيرفته و در موقع به جا آوردن اعمال مكه خداى بزرگ را اولًا و بت خود را ثانياً به عنوان شريك كوچك متذكر مىشدند . و موقعى كه اوس بن حجر سوگند مىخورد جملهء سوگندش بدين قرار بود :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 70
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٠
و باللات و العزى و من دان دينها
و بالله ان الله منهن اكبر (
سوگند به لات و عزى و به كسى كه به دين آنها گرويده است و سوگند به خدا ، به تحقيق خداوند از آنها بزرگتر است ) ( 2 )
هامش
( 1 ) الاصنام ، ص 51 . .
( 2 ) الاصنام ، كلبى ، ص 17 . .