تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩

« افلاطون تاكيد مىكند كه ما وراى دو نمونهء اساسى جهان ( مثل و جهان محسوس ) آفرينندهء توانايى وجود دارد كه مىتواند يكى از آنها را به وجود بياورد ( مثلًا نمونه مثل را - و عالم محسوس كه سايهء آن است احتياجى به آفرينش مجدد ندارد . ) و نخستين صفت اختصاصى اين آفرينندهء مطلق اين است كه علت فاعلى است . . . و اين آفرينندهء مطلق است كه نظم و جمال را به وجود مىآورد . » ( 1 ) باز در فصل چهارم در مبحث روح عالم مىگويد : « روح عالم نخستين و قديمىترين مصنوع خدا است ، آن هم موجود الهى است . » ( 2 ) با اين حال كه افلاطون به وجود خداى بزرگ يقين و اعتقاد دارد . « ارواح بشرى را از ساخته هاى خدايان ثانوى معرفى مىكنند . » ( 3 ) در جاى ديگر مىگويد : « پس خداوند به آفرينش ساير كائنات شروع كرد و آنها را به صورت طبيعت مثل قرار داد . . . چيست آن مثل ؟ و شماره آنها چقدر است ؟ اين مثل چهار تا است : يك - جنس خدايان آسمانى ( مثلًا مجردات ) . دو - جنس بالدار كه در هوا شناور است . سه - نوع آبى . چهار - جنسى كه با پاهايش راه مىرود . » ( 4 ) بدين سان از مجموع روش فكرى افلاطون چنين بر مىآيد كه موجودات عالى و مبادى اصلى خلقت و آن چه را كه جنبهء قدس و ما وراى طبيعى دارد ، خدا مىنامد .

هامش
( 1 ) طيماوس ، افلاطون ، ص 51 و 52 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 55 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 125 . .
( 4 ) همان مأخذ ، ص 235 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 69 | محمد تقي جعفري