تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢

بگو آيا شما به خداوند چيزى را خبر مىدهيد كه خدا واقعيت آن را نه در آسمانها و نه در زمين نمىبيند ، خدا پاكيزه و با عظمتتر از آن است كه آنان شرك مىورزند ) . آن عبارت مشهور كه بت پرستان در بارهء هويت و ارزش بتها گفته‌اند ، چنين است : تلك الغرانيق العلى و ان شفاعتهن لترتجى » ( 1 ) ( اين بتها و الا هستند و شفاعتشان مورد اميدوارى است ) د - گريگورى ملطى معروف به اين عبرى در بيان داستان حضرت موسى عليه السلام مىگويد : « فقال موسى ان لسانى ألثع ثقيل النطق كيف يقبل منى فرعون قال الله له انى قد جعلتك الها لفرعون . . . » ( 2 ) ( موسى به خدا گفت زبان من لكنت دارد و به سخن گفتن سنگين است ، فرعون چگونه دعوت مرا خواهد پذيرفت ؟ خدا فرمود : من ترا به فرعون إله قرار دادم ) . از اين جملات هم ظاهر مىشود كه كلمهء إله و خدا و الهه و خدايان به معناى موجودى كه جنبهء قدس و ما وراى طبيعى دارد به كار برده شده است . ژان ژاك روسو مىگويد : « براى كشف بهترين قوانينى كه به درد ملل بخورد يك عقل كل لازم است كه تمام شهوات انسانى را ببيند ولى خود هيچ حس نكند ، با طبيعت هيچ رابطه‌اى نداشته باشد ولى آن را كاملًا بشناسد . سعادت او بما مربوط نباشد ، ولى حاضر بشود بسعادت ما كمك كند . بالاخره به افتخاراتى اكتفا نمايد كه بمرور زمان علنى گردد ، يعنى در يك قرن خدمت كند و در قرن ديگر نتيجه بگيرد . بنا بر آن چه گفته شد فقط خدايان مىتوانند چنان كه شايد و بايد براى مردم قانون بياورند . » ( 3 )

هامش
( 1 ) نهايه ، ابن اثير ، ج 3 ص 106 . .
( 2 ) تاريخ مختصر الدول ، گريگورى ، ص 17 . .
( 3 ) قرار داد اجتماعى ، روسو ، ص 81 . .