مىكنند و براى آن بتها روحانيتى قائل هستند ، چيزى است كه ما در بارهء آن هيچ نمىدانيم » اين جواب كه ارسطو مىدهد در حقيقت مىخواهد كارهاى عاميان را بىارزش نمايد . » ( 1 ) چنان كه ابو ريحان متوجه شده است ، گرايش و كرنش به محسوسات ناشى از عدم رشد روانى است كه متأسفانه به جهت مسامحه ى مربيان بشرى در اكثريت افراد مشاهده مىشود . تمركز قواى دماغى و روانى كه شرط لازم پرستش است براى مردم عادى فوق العادهء دشوار است ، اين همه نياز بشرى به مثال و تشبيه و تجسيم حتى براى افراد بالاتر از دسته ى عاميان ريشهاى جز اين ندارد كه انسان طريق معرفت معمولى خود را در حواس طبيعى ديده و همواره در ميان محسوسات غوطه ور گشته ارزشها و عظمتها را در آنها و بوسيله ى آنها هضم مىكند .
3 - آيا پرستش بتها و خدايان با اعتقاد به خداى يگانه سازگار است ؟
اين مسئله در قلمرو عقايد و معارف بشرى فوق العادهء با اهميت است . لذا بايستى براى حل و فصل آن انديشه و تتبع كافى داشته باشيم ، معمولا گفته مىشود : بشر به جهت ناتوانى مغزى ابتدا ، به خدايان متعدد اعتقاد ورزيده ، تدريجا از عدد خدايان كاسته تا در تحولات اخير فكرى به يكتا پرستى رسيده است .
اين نظريه با ظاهرى خوشايند ، افراد زياد بلكه گاهى بعضى از متفكرين را نيز قانع ساخته است ، ولى موضوع عميقتر از آن است كه با اين منطق تجريد ( از نقص رو بكمال ) و ( از بسيط رو به پيچيده و مركب ) تصفيه گردد .
ما دلايل و شواهد خود را در بارهء سازگار بودن اعتقاد به خداى يگانه و پرستش خدايان بيان مىكنيم و داورى صحيح را به اختيار مطالعه كنندهء محترم مىگذاريم :
الف - جاى ترديد نيست كه افلاطون يكى از پيش تازان مكتب خدا شناسان است .
هامش
( 1 ) تحقيق ماللهند ، ص 95 . .