تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨
منبع جوشان خود وجدان آدمى است كه لحظاتى چند فضاى ذهن را از انديشه هاى قانونى و تاخت و تاز عقل جزئى نظرى خالى مىبيند و فروزان مىشود و هشدارى مىدهد و الا چنان كه در مباحث پيشين گفته‌ايم : عقل نظرى جزئى هرگز نمىتواند وسايل و ميان مخصوص به خود را رها كند . نكتهء دوم - اگر عقل جزئى نظرى درخششى داشته باشد ، اين درخشش تنها هشدارى است به آدمى كه برخيز و در زندگى براى خود هدفى انتخاب كن ، خود را بشناس و جهان را درياب و پيرو رهبران الهى باش . اما اين كه هدف زندگى چيست ؟ خود را چگونه مىتوان شناخت و جهان را چگونه مىتوان دريافت ؟ و كدامين رهبر شايستهء پيروى است و همچنين نتايج امور فوق چيست ؟ عقل نظرى جزئى كارى با آنها ندارد . اين همان مطلب است كه گروه فراوانى از پيش روان تعقل و انديشه با بيانات مختلف گوشزد مىكنند كه عقل نظرى همين مقدار مىگويد كه صدايى كه مىشنوى به طور حتم صدا كننده‌اى دارد . اما اين كه تو صدايى را مىشنوى يا حقيقت آن صدا كننده چيست ؟ از قلمرو فعاليت عقل نظرى جزئى بر كنار است ، ولى به نظر مىرسد كه دامنه فعاليت عقل مزبور گسترده تر از آن است كه اين متفكرين تعيين مىكنند و مىتوان وسعت و حدود فعاليت عقل نظرى را با اين ضابطه تعيين كرد كه عقل مىتواند روابط قانونى اشياء را در سطح جهان هستى بررسى نموده و نتايج بررسى خود را در اختيار آدمى قرار بدهد . اما كشف حقايق آن اشياء و هدف وجودى آنها از حيطهء عقل نظرى جزئى به كلى بر كنار است . جلال الدين در سه بيت مورد تحليل دو تشبيه زيبا در بارهء مسئلهء مورد بحث بيان كرده است .