تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
( ( 3233 ) ) عين آن عزمت حجاب آن شده كه به تو پيوسته است و آمده ( ( 3234 ) ) بس كسا عزمى به جايى مىكند از مقامى كان غرض در وى بود ( ( 3235 ) ) ديد لاف و خفته مىنايد به كار جز خيالى نيست دست از وى بدار ( ( 3236 ) ) خوابناكى ليك هم بر راه خسب الله الله بر ره الله خسب ( ( 3237 ) ) تا بود كه سالكى بر تو زند از خيالات نعاست بر كند ( ( 3238 ) ) خفته را گر فكر گردد هم چو موى او از آن دقت نيابد راه كوى ( ( 3239 ) ) فكر خفته گر دو تا و گر سه تاست هم خطا اندر خطا اندر هباست ور چه چشمش تيز بين و باضياست هم هبا اندر هبا اندر هباست ( ( 3240 ) ) موج بر وى مىزند با احتراز خفته پويان در بيابان دراز ( ( 3241 ) ) خفته مىبيند عطشهاى شديد آب اقرب منه من حبل الوريد

آيه

« قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ اَلْفَلَقِ . مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ . وَمِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ . وَمِنْ شَرِّ اَلنَّفَّاثاتِ فِي اَلْعُقَدِ . وَمِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ 113 : 1 - 5 . » ( 1 ) ( بگو من به خدايى كه صبح را مىشكافد از شر آن چه كه آفريده و از شر رويدادهاى تاريكى شب و از شر جادوگران كه به گره ها مىدمند ، و از شر حسودان پناه مىبرم ) . « إِنَّ الله يَفْعَلُ ما يَشاءُ 22 : 18 » ( 2 ) ( خداوند هر چه را كه بخواهد انجام مىدهد ) . « فَإِذا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَه ساجِدِينَ 15 : 29 » ( 3 ) ( اى فرشتگان . وقتى كه آدم را به وجود آوردم و تنظيمش كردم و از روح خود در او دميدم ، براى او به سجده بيافتيد ) .

هامش
( 1 ) سوره الفلق ، آيهء 1 تا 5 . .
( 2 ) سوره الحج ، آيهء 18 . .
( 3 ) سوره الحجر ، آيهء 29 و سوره ص ، آيه 72 . .