تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
( ( 2991 ) ) هيچ نبود منكرى گر بنگرى منكرىاش بهر عين منكرى ( ( 2992 ) ) بل براى قهر خصم اندر حسد يا فزونى جستن و اظهار خود

علت انكار و منكرى چيست ؟

مفهوم انكار عبارت است از ابراز اعتقاد به نفى قضيه‌اى كه ثابت شده يا در معرض ثبوت و ادعا است . انكار كردن قضيه با نظر به انگيزه و عامل آن ، انواع گوناگونى دارد . از آن جمله :

1 - انكار از روى اعتقاد مطابق با واقع

مانند كسى كه در روز روشن مىگويد : حالا شب نيست . اين انكار از روى اعتقاد و مطابق واقع است .

2 - انكار از روى اعتقاد ، ولى غير مطابق واقع

مانند اين كه كسى كه به مضر بودن يك عمل جراحى معتقد است ، و يا از روى يقين مىگويد دواى مفروض مضر است ، ولى در واقع ضررى ندارد . اين دو قسم از انكار با نظر به اين كه ابراز كننده ى آن حقيقتى را از روى عمد زير پا نمىگذارد و ناديده نمىگيرد ، كمترين پستى و رذالت در آن وجود ندارد ، اما در قسم يكم به اضافه اين كه ناپاكى نيت در كار نيست ، انكار مفروض با واقعيت مطابق بوده ، داراى مزيت وصول به واقعيت هم مىباشد . در قسم دوم مزيت وصول به واقع وجود ندارد ، ولى انكار مفروض كشف از انحراف روانى منكر نمىكند ، بلكه روى انگيزه ها و عواملى يقين و اعتقادى پيدا كرده است كه واقعيت موجودى را منكر شده است . اين شخص مزيت وصول به واقعيت را از دست داده ، حتى ممكن است آن اعتقاد غير مطابق واقع آسيبى شخصى يا نوعى هم در بر داشته باشد ، ولى آسيب مزبور
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 554 | محمد تقي جعفري