وحى كردن حق تعالى به موسى عليه السلام كه اى موسى من كه خالقم تو را دوست مىدارم
( ( 2921 ) ) گفت موسى را به وحى دل خدا
كاى گزيده دوست مىدارم تو را
( ( 2922 ) ) گفت چه خصلت بود اى ذو الكرم
موجب آن تا من آن افزون كنم
( ( 2923 ) ) گفت چون طفلى به پيش والده
وقت قهرش دست هم در وى زده
( ( 2924 ) ) خود نداند كه جز او ديّار هست
هم از او مخمور و هم از اوست مست
( ( 2925 ) ) مادرش گر سيليى بر وى زند
هم به مادر آيد و بر وى تند
( ( 2926 ) ) از كسى يارى نخواهد غير او
اوست جمله شرّ او و خير او
( ( 2927 ) ) خاطر تو هم ز مادر خير و شر
التفاتش نيست با جاى دگر
( ( 2928 ) ) غير من پيشت چو سنگ است و كلوخ
گر صبىّ و گر جوان و گر شيوخ
( ( 2929 ) ) هم چنانك اياك نعبد در حنين
از بلا از غير تو لا نستعين
( ( 2930 ) ) هست اين اياك نعبد حصر را
در لغت آن از پى نفى ريا
( ( 2931 ) ) هست اياك نستعين هم بهر حصر
حصر كرده استعانت را و قصر
( ( 2932 ) ) كه عبادت مر تو را آريم و بس
طمع يارى هم ز تو داريم و بس
آيه
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ 1 : 5 » . ( 1 ) ( تنها تو را مىپرستيم و از تو يارى و كمك مىجوييم ) .
تفسير ابيات
خداوند متعال بر دل حضرت موسى عليه السلام وحى فرمود : كه اى بر گزيده ، ترا دوست مىدارم ، موسى عرض كرد : كدامين خصلت من باعث شده است كه به من محبت كنى ، تا در افزودن آن بكوشم ؟ خدا فرمود : تو مانند آن كودكى كه حتى در موقع قهر مادر هم پناه به دامان او مىبرد .
هامش
( 1 ) سوره الفاتحة ، آيهء 4 . .