تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
( ( 2881 ) ) هيچ نقاشى نگارد زين نقش بىاميد نفع بهر عين نقش ؟ ( ( 2882 ) ) بلكه از بهر كُه و مه سازد آن كه به فرجه وارهند از اندهان . . . ( ( 2886 ) ) هيچ خطاطى نويسد خط به فن بهر عين خط نه بهر خواندن ؟

هنر براى هنر و هنر براى انسان دو مقوله متضاد نيست

انسان در طول تاريخى كه پشت سر گذاشته است ، همواره با هنر و هنرمند سر و كار داشته ، گاهى و از برخى ديدگاه هاى عالى تر ، نه تنها از ديدگاه تجمل و خوشىهاى زندگانى به آن دو نگريسته است ، بلكه با اهميت حياتى با آن دو حقيقت روبه رو شده است ، اين اهميت حياتى موقعى مىتواند براى انديشمندان روشن شود كه دو عنصر اساسى هنر را با دقت لازم و كافى پيش روى خود گذارند و بيانديشند . اين دو عنصر اساسى عبارت است از : يك - عنصر نبوغ و استعداد ما فوق عادى كه اساسىترين عامل به وجود آورندهء اثر هنرى است . دو - عنصر موضوعى هنر كه عبارت است از اثر هنرى و هدفها و فلسفه هايى كه در پيرامون آن به وجود مىآيد . عنصر اولى را ذاتى ، عنصر دوم را موضوعى اصطلاح مىكنيم . اهميت حياتى عنصر اول در اين است كه نبوغ هنرى مانند ساير نبوغها يكى از پر ارزشترين بلكه ضرورىترين سرمايه هاى انسانى است كه مىتواند در اشكال و ميدانهاى گوناگون در پيش رفت بشريت موثرترين نقش را به عهده داشته و از انجام دادن آن به خوبى بر آيد .