تفسير آيه كريمه كه و ما خلقنا السماوات و الارض و ما بينهما الا بالحق ، نيافريدمشان بهر همين كه شما مىبينيد بلكه به هر معنى و حكمت باقيه كه شما نمىبينيد آن را
( ( 2881 ) ) هيچ نقاشى نگارد زين نقش
بىاميد نفع بهر عين نقش ؟
( ( 2882 ) ) بلكه از بهر كُه و مه سازد آن
كه به فرجه وارهند از اندهان
( ( 2883 ) ) شادى بچگان و ياد دوستان
دوستان رفته را از نقش آن
( ( 2884 ) ) هيچ كوزه گر كند كوزه شتاب
بهر عين كوزه نى بهر آب ؟
( ( 2885 ) ) هيچ كاسه گر كند كاسه تمام
بهر عين كاسه نى از بهر طعام ؟
( ( 2886 ) ) هيچ خطاطى نويسد خط به فن
بهر عين خط نه بهر خواندن ؟
( ( 2887 ) ) نقش ظاهر بهر نقش غايب است
و ان براى غايب ديگر ببست
( ( 2888 ) ) تا سوم چارم دهم بر مىشمر
اين فوايد را به مقدار نظر
( ( 2889 ) ) هم چو بازىهاى شطرنج اى پسر
فايده هر لعب در تالى نگر
( ( 2890 ) ) اين نهاده بهر آن لعب نهان
و ان براى آن و آن بهر فلان
( ( 2891 ) ) همچنين مىبين جهات اندر جهات
در پى هم تا رسى در برد و مات
( ( 2892 ) ) اوّل از بهر دوم باشد چنان
كه شدن بر پايه هاى نردبان
( ( 2893 ) ) و آن دوم بهر سوم مىدان تمام
تا رسى تو پايه پايه تا به بام
( ( 2894 ) ) شهوت خوردن ز بهر آن منى
آن منى از بهر نسل و روشنى
( ( 2895 ) ) كند بينش مىنبيند غير اين
عقل او بىسير چون نبت زمين
( ( 2896 ) ) نبت را چه خوانده چه ناخوانده اى
هست پاى او به گل درمانده اى
( ( 2897 ) ) گر سرش جنبد به سير باد رو
تو به سر جنبانىاش غرّه مشو
( ( 2898 ) ) آن سرش گويد سمعنا اى صبا
پاى او گويد عصينا خلنا
( ( 2899 ) ) چون نداند سير مىراند چو عام
بر توكل مىنهد چون كور گام
( ( 2900 ) ) بر توكل تا چه آيد در نبرد
چون توكل كردن اصحاب نرد