تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
اينان با تجسم ايده آلهاى انسانى و طرق وصول به آن ايده آلها و همچنين با نمودار ساختن راههاى تقليل آلام و ناگوارىها ، شايانترين خدمات انسانى را مىتوانند صورت بدهند . آيا حياتىتر از اين مسأله‌اى سراغ داريد كه رؤياهاى فوق العادهء عالى انسان در بارهء پيروزى انسان در ميان تنازع در بقا به وسيلهء هنرمندى مجسم مىشود و آن را قابل وصول مىنمايد . آيا از دست دادن يك هنرى كه مخصوصاً از هنر انسان بودن بهره ور بوده باشد مساوى ورشكستى انسانى در قلمرو نيروهاى برترين نيست . اين مطلب جاى ترديد نيست و ما اگر چه از شناخت حقيقت نبوغ هنرى مانند ساير انواع نبوغ ناتوانيم و براى تفسير آنها مجبور مىشويم كه از يك مكتب فلسفى پيروى كنيم ، ولى اين اندازه از معرفت را در باره نبوغ داريم كه آن را اساسىترين مادهء خام تمدنهاى بشرى معرفى كنيم . حياتى بودن اهميت نوابغ هنرى را مىتوانيم با يك مثال روشنتر در نظر بياوريم اگر عنصر ذاتى هنر ( نبوغ هنرى ) را به نيرو و گازهايى كه در درون كوه آتش فشان وجود دارد ، تشبيه كنيم مواد گداخته و قطعات سنگ و ساير موادى كه به وسيلهء آن نيرو منفجر و پرتاب مىشود ، اثر روانى احساس و نبوغ هنرمند است . و كشتزارها و ساختمانها و جويبارها كه در پيرامون كوه آتش فشان قرار گرفته‌اند همان ايده آلها و قوانين مادى و معنوى است كه با تكاپوى پى گير جامعهء آن كوه آتش فشان به وجود آمده است . به همين جهت است كه آثار هنرى هر قوم و ملتى نشان دهندهء واحد و قضايايى است كه براى آنان در زير بنا يا روبناى زندگانيشان مطرح است با اين مثال ساده ملاحظه مىشود كه نبوغ هنرى به عنوان يك نيروى محاسبه شدهء دقيق به سود بشر وارد ميان نمىشود ، بلكه ممكن است آثار روانى هنرمند به صورت نيروهاى مثبت
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 533 | محمد تقي جعفري